بوفاى تو كه خاك ره آن يار عزيز * بى غبارى كه پديد آيد از أغيار بيار
گردى از رهگذر دوست بكورىّ رقيب * بهر آسايش اين ديدهء خونبار بيار
خامى و ساده دلى شيوهء جانبازان نيست * خبرى از بر آن دلبر عيّار بيار
شكر آن را كه تو در عشرتى ، اى مرغ چمن * به اسيران قفس ، مژدهء گلزار بيار
كام جان تلخ شد از صبر كه كردم بىدوست * عشوهاى زان لب شيرين شكر بار بيار
روزگاريست كه دل چهرهء مقصود نديد * ساقيا آن قدح آينه كردار بيار
دلق حافظ به چه ارزد به مىاش رنگين كن * وانگهش مست و خراب از سر بازار بيار ( 11 )
* * *
أرَجُ النَّسيمِ سَرَى مِنَ الزَّوْرآءِ * سَحَرًا فَأَحْيا مَيِّتَ الْأحْيآءِ ( 1 )
واحَسْرَتى ضاعَ الزَّمانُ وَ لَمْ أفُزْ * مِنْكُمْ ، أُهَيْلَ مَوَدَّتى بِلِقآءِ ( 2 )
وَ مَتى يُؤَمِّلُ راحَةً مَن عُمْرُهُ * يَوْمانِ يَوْمُ قِلًى وَ يَوْمُ ثَنآءِ ( 3 )