كسى كارى كند كه در آن شائبهاى از أنانيّت براى ايشان باشد . روزى در أيّام كودكى در خدمت ايشان به مجلس ختمى در يكى از مساجد معروف طهران وارد شديم و طبق عادت معهود كه هنگام ورود بزرگان ، صلوات مىدهند ، يكى از گردانندگان مجلس كه در صحن مجلس بود از ما سبقت گرفت تا وارد مجلس شود و در همين حال صداى خود را بلند كرد و گفت : براى حضرت آية الله ، كه ناگهان والد معظّم مچ دست اين آقا را محكم گرفتند و با جدّيت فرمودند : براى من از اين كارها نكنيد .
و نيز روزى در محضرشان به مجلس ختم يكى از علماى عامل از بزرگان طهران در مسجد ارگ رفتيم . هنگام ورود ، مسجد مملوّ از جمعيّت بود و علماء و بزرگان دور تا دور مسجد نشسته بودند . ايشان چون ديدند كه دور مجلس جاى خالى نيست ، بر خلاف متعارف اهل علم رفتند و در وسط مجلس نشستند . در آن هنگام شنيدم كه شخصى به كنارى خود مىگفت : « اين عالم بىهواست ، آمده در ميان مردم عادى نشسته است . » و از اين گونه برخوردها در سيرهء عملى ايشان بسيار ديده مىشد . رضوان الله و رحمته و بركاته عليه .
ترك كرامات
حضرت علّامهء والد قدّس الله نفسه الزّكيّة كراراً مىفرمودند : مسير أهل توحيد و عرفان با مسيرهاى ديگر از قبيل أهل كشف و كرامات متفاوت است .
راه خدا ، راه تهذيب و فناست و با راهى كه بعضى دراويش و ديگران پيش گرفته و نفس را تقويت نموده و فربه مىكنند ، در دو قطب مخالف قرار دارند .
رياضتها و مجاهدتهاى آنها براى پرواركردن نفس و افزودن به قواى آن است ، أمّا أهل توحيد نفس را در زير سنگهاى رياضت و مجاهده آسيا كرده و لِه مىنمايند و مُعترف به عجز و نيستى خود مىگردند .
از اين رو در مدّت حيات ايشان أبداً ديده نشد كه با أفرادى كه در مسير
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 728
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص٧٢٨