كسى بر ديگرى فضيلت ندارد . اشكال كار شما اينستكه خود را يك سروگردن از ديگران بالاتر مىبينى ! و اين خطاست ؛ راه سلوك اينستكه انسان خود را از همه پستتر ببيند .
آرى ، در سلوك راه خدا ، سالكان را كه از روز ألست داغ عاشقى و محبّت حضرت پروردگار را بر دل دارند ، نمىتوان حقير و ناچيز شمرد و با اعتبارات موهوم دنيايى يا كمالات عاريهاى بين آنها فرق گذاشت و سالكى را كه به ظاهر وضيع است ، لايق سلوك راه خدا ندانست .
حضرت أميرالمؤمنين عليهالسّلام مىفرمايند :
لا تُحَقِّروا ضُعَفآءَ إخْوانِكُمْ فَإنَّهُ مَنِ احْتَقَرَ مُؤْمِنًا لَمْيَجْمَعِ اللَهُ عَزَّوَجَلَّ بَيْنَهُما فى الْجَنَّةِ إلّاأنْ يَتوبَ . « 1 »
« افراد ضعيف از برادران ايمانى خود را تحقير نكنيد ؛ زيرا هر كس مؤمنى را تحقير كرده و كوچك شمارد ، خداوند عزّوجلّ آن دو را در بهشت با همديگر قرار نمىدهد ، مگر اينكه شخص اهانتكننده توبه كند . »
يكى گفت پروانه را كى حقير * برو دوستى در خور خويش گير
رهى رو كه بينى طريق رجا * تو و مهر شمع از كجا تا كجا ؟
سمندر نئى گرد آتش مگرد * كه مردانگى بايد ، آنگه نبرد
ز خورشيد پنهان شود موش كور * كه جهل است با آهنينپنجه زور
ترا كس نگويد نكو مىكنى * كه جان در سر كار او مىكنى
كجا در حساب آورد چون تو دوست * كه روى ملوك و سلاطين دروست
اگر با همه خلق نرمى كند * تو بيچارهاى با تو گرمى كند
نگهكن كه پروانهء سوزناك * چه گفت اى عجب گر بسوزم چه باك
مرا چون خليل آتشى در دلست * كه پندارى آن شعله بر من گل است
هامش
( 1 ) . همان مصدر ، باب مَن أذلَّ مُؤمنًا ، ص 143 ، ح 6 .