مىديدى ! امّا آن فيل ، در عالم توهّم فيل بود ، سنگينى نداشت ، كافى بود سوزنى به آن بزنى تا باد آن خالى شده و ديگر فيلى در كار نباشد . انسان نيز چنين است ؛ اگر به جاى عبوديّت و مسكنت ، هواى نفس در آن رخنه كند ، يك انسان بادى و كاذب از آن مىسازد كه با انسان حقيقى كه تجلّىگاه ولايت حضرت پروردگار است زمين تا آسمان تفاوت دارد .
در بارهء تواضع به خلق خدا مىفرمودند : به هيچيك از كمالات خود مغرور نشويد ! مبادا چون به قرآن و روايات آشنا شدهايد و عبادات و نماز و روزهء شما برقراراست و مراقبه داريد بخواهيد به ديدهء حقارت به ديگران بنگريد .
هرگز ! حتّى نبايد خود را از أهل معاصى و آن زن بدكارهاى كه به فحشا مبتلا است بالاتر ببينيد ! از ضمير آن زن چه خبر داريد ؟ چهبسا در برابر خدا ، قلباً منكسر و ذليل است و به درگاه او عجز و لابه مىكند كه خدايا ناخواسته مبتلا شدهام و مرا نجات ده ! و به بركت همينحال در نهايت موفّق به توبه شود .
كم نبودند از اين دسته ، افرادى كه خداوند از آنها دستگيرى كرد و أهل زهد و صلاح شدند . و برعكس ، كسى كه خود را أهل طاعت و رستگارى ديده و زهدفروشى مىكند مبتلاى به عُجب شده و در امتحانات شكست بخورد و عاقبت به خير نشود ! تنها راه نجات اينستكه هميشه كشكول فقر و گدائىاش در دستش باشد و هيچگاه علوّ و سركشى نكند .
كراراً مىفرمودند : نسبت به همهء خلق خدا متواضع و فروتن باشيد و نظرتان به آنها نظر مهر و شفقت باشد . مبادا به اين رفتهگرهايى كه كوچهها و خيابانها را جاروب مىكشند و آب مىپاشند و زبالههاى منازل شما را جمعآورى مىكنند ، به ديدهء حقارت بنگريد . از كجا معلوم كه اينها به خدا نزديكتر نباشند ؟ اينها شب را براى رفاه و آسايش شما بيدارند و زحمت مىكشند ، در اين ظرف زبالهها ، نگاهشان به همه چيز مىافتد ؛ لذا بايد به آنها
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 724
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص٧٢٤