تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 720

مساهمون:

ص٧٢٠
طلب كند ؛ حضرت أميرالمؤمنين عليه‌السّلام مىفرمايند : خَيْرُ ما يَسْأَلُ اللَهَ الْعَبْدُ الْعافِيَةُ . « 1 » « بهترين نعمتى كه بنده از خدا مىخواهد ، عافيت است . » و نيز در حكمت آل‌داود آمده است : الْعَافِيَةُ الْمُلْكُ الْخَفىُّ . « 2 » « عافيت همان دولت پنهان است . » و لذا سالك نبايد بى جهت يا از سر هواى نفس ، خود را در معرض ابتلاء و اختبار قرار دهد يا از خداوند طلب بلا و مصيبت نمايد ؛ زيرا از سوى حضرت پروردگار ، براى او خطّ أمانى نيامده‌است كه در امتحان پيروز مىشود . « 3 » روزى جدّ مادرى ما ، مرحوم حجّة الإسلام و المسلمين حاج‌آقا معين‌شيرازى مىگفتند : « رفيقى داشتيم كه در مجاورت حضرت عبدالعظيم حسنى سكونت داشت و ايشان براى مجاهده و رام‌كردن نفس ، زن صاحب جمالى را پيدا كرده و با لطائف‌الحيل به منزل يا مغازهء خود برده بود و از او خواسته بود كه تا صبح ، عريان و برهنه در گوشه‌اى بنشيند و خود در گوشهء ديگر نشسته و كفّ نفس كرده و أبداً به آن زن نگاهى نيانداخته بود . هنگام صبح آن زن را به خانهء خود روانه نموده بود و از اينكه در اين مجاهده پيروزشده‌است ، بسيار مبتهج شده و مىگفت : الحمدللّه هيچ عمل خلافى از ما سر نزد !
هامش
( 1 ) . بحارالأنوار ، ج 78 ، باب 1 : فضل العافية ، ص 173 ، ح 11 . ( 2 ) . همان مصدر . ( 3 ) . در احوالات « سمنون محبّ » آورده‌اند كه روزى گفت :وَ لَيْسَ لى فى سِواكَ حَظٌّ * فكَيفمَا شِئتَ فَاختَبِرنى« مرا در غير تو لذّتى نيست ؛ پس هر نوع كه خواهى مرا آزمايش كن . » پس از اين شعر مبتلا به حصر بول و دل درد شديد شد ، فرياد مىزد و جزع ميكرد و از خدا عافيت مىطلبيد و بر در مكتب خانه‌ها مىرفت و به كودكان مىگفت : ادعُو لِعَمِّكُم الكَذّابِ . « براى عموى دروغگوى خود دعا كنيد . » ( المحجّةالبيضاء ، ج 7 ، ص 236 ؛ و معراج‌السّعادة ، ص 789 )