تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
مىكردند به درون آب‌انبار نگاهى مىانداختند و چون مرا در پائين آن آب‌انبار مشغول مطالعه مىديدند ، با همان لهجهء شيرين خود مىفرمودند : « آقا سيّدمحمّدحسين ! چه مىكنى ؟ ! شما هنوز درس مىخوانى ؟ ! » ( يعنى در اين هواى گرم و سوزان تابستان در قم مانده‌اى ! ) اقامت دائم ايشان در قم در تابستان آن قدر غير متعارف بوده كه مىفرمودند : مرحوم والد ما باورشان نمىشد كه براى درس در قم مانده باشم و گمان كرده بودند كه در قم عيالى اختيار نموده‌ام . آرى ، بر همگان علىالخصوص أهل علم لازم است كه در سيرهء عملى سلف صالح خود بنگرند و ببينند تا چه اندازه قدر عمر خود را دانسته و پيوسته به تحصيل علم اشتغال داشتند و اوقات خود را به بطالت نمىگذراندند .
بشناس قدر خويش را كه پاكيزه‌تر ز تو * درّى نداد پرورش اين آبگون صدف عمر تو گنج و هر نفس از وى يكى گهر * گنجى چنين عزيز مكن رايگان تلف « 1 »
مطالعه و دقّت در سيرهء ايشان ، نشان مىدهد كه آن عالم ربّانى أفاض الله علينا من بركات تربته ، اين وصيّت پيامبر گرامى إسلام به حوارى خود أبىذرّ غفارى كه فرمودند : يا أَباذَرٍّ ! كُنْ عَلَى عُمْرِكَ أَشَحَّ مِنْكَ عَلَى دِرْهَمِكَ وَ دينارِكَ . « 2 » « اى أباذرّ ! بر نقد عمر بخيل تر باش تا بر نقد درهم و دينار . » و موعظهء أميرالمؤمنين علىّبن‌أبىطالب عليه‌السّلام كه مىفرمايند : إضاعَةُ الْفُرْصَةِ غُصَّةٌ . « 3 »
هامش
( 1 ) . هديّةالأحباب ، ص 24 . ( 2 ) . بحارالأنوار ، ج 74 ، ص 78 . ( 3 ) . غررالحكم ، ص 474 ، رقم 10831 .