حضرت علّامهء والد رضوان الله تعالى عليه مىفرمودند : « من در مدّت تحصيل در بلدهء طيّبهء قم ، در طول شبانهروز فقط پنج ساعت براى خودم داشتم نه بيشتر و بقيّهء اوقاتم همه صرف درس و بحث و مطالعه و تحقيق مىشد .
اين پنج ساعت كه براى من مىماند ، هم براى نماز و عبادت بود و هم براى غذا و خواب ! حتّى نمىرسيدم رختخوابم را پهن كنم ، همين قدر كه آن را از جا بلند كنم ، فرصت نبود ! »
يعنى مجموع خواب و استراحت و تناول غذا و نماز و عبادت ايشان ، پنج ساعت بوده و با توجّه به اين كه ايشان به نوافل و نماز جماعت مقيّد بودهاند ، ديگر چقدر براى استراحت باقىمىماند ؟ !
مرحوم حجّة الإسلام و المسلمين آقا ميرزا محمّدحسن نورى برادر حضرت آية الله نورى همدانى مدّظلّهالعالى از مراجع عظام تقليد ، در دوران تحصيل در قم مدّتى با ايشان همحجره بودهاند و از ايشان دربارهء شدّت اهتمام به درس و تدريس و توجّه أكيد به امور معنوى ، تهجّد و صلوة ليل ، خواندن نوافل و مستحبّات ديگر و عطوفت و مهربانى و شفقت و ايثار نسبت به ديگران ، خاطرات زيادى داشتند .
ايشان مىگفتند : « در مدّت ششماه كه ما با يكديگر همحجره بوديم ، هيچ شبى ديده نشد كه ايشان رختخواب پهن كرده و در بستر بخوابند ! هر شب در حال مطالعه و كنار كتاب خوابشان مىبرد ، خانم والدهء ايشان رختخوابى آماده كرده و به ايشان سفارش كرده بودند كه براى حفظ سلامتى ، شبها در آن استراحت كنند ، ولى هيچ وقت پهن نشد ، و ايشان تأسف مىخوردند كه چرا نتوانستم به سفارش مادر عمل كنم .
در اين مدّت هيچوقت فرصت نشد كه ايشان با آرامش بنشينند و صبحانهء خود را ميل كنند ، بلكه هر روز لقمهاى آماده كرده و با خود بهمراه مىبردند تا
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 70
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص٧٠