تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
كام جان تلخ شد از صبر كه كردم بىدوست * عشوه‌اى زان لب شيرين شكر بار بيار روزگاريست كه دل چهرهء مقصود نديد * ساقيا آن قدح آينه كردار بيار دلق حافظ به چه ارزد به مىاش رنگين كن * وانگهش مست و خراب از سر بازار بيار « 1 »
عزم و جدّيّت در تحصيل مقام علمى و جامعيّت كم‌نظيرى كه والد معظّم روحىفداه دارا بودند علاوه بر عنايات ربّانيّه و توفيقات إلهيّه ، ريشه در سعى و اجتهاد وافر و جدّيّت و همّت عالى آن عالم ربّانى داشت . ايشان از دوران شباب و جوانى تا پايان عمر شريف خود ، همواره با پشتكارى عجيب به درس ، مطالعه ، مباحثه ، مذاكره و فكر و تدقيق و تحقيق و كتابت اشتغال داشتند . از دوران تحصيل ايشان در طهران و بلدهء طيّبهء قم و نجف أشرف ، خاطرات بسيار آموزنده‌اى بر جاى مانده است . يكى از أساتيد دورهء هنرستان فنّى ايشان مىگفتند : « پدر شما اهتمام شديدى به درس داشتند و به هيچ وجه از تحصيل علم خسته نشده و از آن كناره نمىگرفتند . در أوقات زنگ تفريح ، دانش آموزان رفع خستگى كرده و مشغول صحبت با يكديگر و گذراندن وقت مىشدند امّا ايشان زنگ تفريح برايشان معنى نداشت و يكسره مشغول بودند . »
هامش
( 1 ) . ديوان‌حافظ ، غزل 264 ، ص 117 .
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 69 | السيد محمد صادق الطهراني