تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 714

مساهمون:

ص٧١٤
اينجا عبور داده و از عالم نفس بگذرد ؟ ! مىفرمودند : سرّ سقوطها و شكست‌ها اغترار سالك به كمالات خود و ترك التجاء و ابتهال به درگاه حضرت پروردگار است و تنها و تنها حالت افتقار و انقطاع به حضرت پروردگار است كه ميتواند انسان را از سقوط در امتحان نجات دهد و او را از دستبرد شيطان و نفس أمّاره حفظ مىكند . اگر حال انقطاع در تمام مراحل با سالك همراه باشد ، چنانچه اشتباه نيز داشته باشد ، خداوند اشتباهش را دفع مىنمايد . انسان بايد با گريه إظهار عجز و نياز كند تا خداوند راهش را باز كند ؛ يك قطره اشك خيلى كارها مىكند . مىفرمودند : انسان بايد كاملًا قلبش را به خدا بسپارد . راه سلوك ، راه نقشه‌كشيدن نيست ، راه خدائى است . بايد به خدا توكّل كرد و امر را به وى سپرد تا او براى انسان نقشه بكشد . از ارادهء خود بيرون بيايد و عرض كند : خدايا خودت براى من نقشه بكش و تقدير فرما كه من ناتوانم . ما كه نقشه‌كش نيستيم ؛ اگر نقشه‌اى هم بكشيم ، نقشهء هوايى است نه نقشهء خدايى ، و نقشهء هوايى تكويناً خراب‌است و خراب مىكند . خلاصه به « أنْ لا يُدَبِّرَ العَبْدُ لِنَفسِهِ تَدْبيرًا » « 1 » عامل باشد . مىفرمودند : سالك از أوّلِ بسم‌الله كه قدم در راه سلوك مىگذارد بايد لباس عبوديّت و ذلّ بندگى و مسكنت بر تن كند و با همين لباس از دنيا برود . و همواره خود را قلباً و عملًا در برابر حضرت پروردگار ذليل ببيند و اين فرعون نفس را به اقرار به ربوبيّت و توحيد حضرت پروردگار وادار كند و إلّابر أثر خودبينى و استقلال ، در نيل قهر و عزّت خدا غرق شده و براى هميشه مدفون مىماند . بايد دست گدائىاش به درگاه خداوند بلند باشد ؛ نه به علمش بنازد ، نه
هامش
( 1 ) . بحارالأنوار ، ج 1 ، باب 7 : آداب طلب العلم ، ص 224 .