تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 712

مساهمون:

ص٧١٢
سوگند خالص از ناخالص شما پاك مىشود ! به خدا سوگند غربال مىشويد همانطور كه زؤان و تلخهء گندم از گندم غربال مىشود . » لذا حضرت علّامهء والد قدّس الله نفسه الزّكيّة مىفرمودند : خدا بندگان خود را امتحان مىكند و سالك را از محك تجربه گريزى نيست ، ولى بايد دست به دامان رحمت خدا شود تا با عافيت امتحان شده و روسفيد از امتحان بيرون آيد . مؤمن نبايد هيچگاه خود را از لطف و كرم خدا بىنياز ببيند و به استعداد و سرعت سير خود مغرور شود . برخى در يك اربعين مسير چند سال را طىّ مىكنند ولى نبايد به تند و تيزى خود غرّه شوند . بودند از شاگردان حضرت آقاى حدّاد و حضرت علّامهء طباطبائى رحمة الله عليهما كه در ميدان سلوك تند و چابك بودند ، أمّا به وقت آزمايش ، ناگهان توقّف كردند يا از راه برگشته و سراپا ظلمت و تاريكى شدند . در زمان حيات حضرت آقاى حدّاد و والد معظّم رضوان الله تعالى عليهما يكى از آقايان سلوك و رشد خوبى داشت و راه‌رفته و نورانى بود . جلسات عصر جمعه با اينكه از عطر و نور حضرت علّامهء والد آكنده بود أمّا حضور اين آقا نيز بر نورانيّت جلسه مىافزود . و هرگاه مىشنيديم كه جلسه منزل ايشان است ، شور و شعفى خاصّ پيدا مىكرديم . و براى ما كه ابتداى راهمان بود نگاه به وى لذّت‌بخش بود ، گرچه نور ايشان حاصل از انعكاس نور مرحوم آقاى حدّاد و علّامه آية الله والد قدّس‌سرّهما بود . تا اينكه ناگهان به‌واسطهء امتحانى كه براى وى پيش آمد ، اين نور خاموش شد و از جمع رفقاى سلوكى بيرون رفت . و براى ما بسيار جاى تعجّب بود كه چگونه ممكن است سالكى راه‌رفته و نورانى ، يك‌دفعه نورش به تاريكى مبدّل شده و نفسش ظلمانى شود . روزى حقير در مسجد قائم ، مشغول وضو گرفتن بودم كه اين آقا وارد شد ،
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 712 | السيد محمد صادق الطهراني