تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 703

مساهمون:

ص٧٠٣
صبر و استقامت در بلايا لقاء حضرت پروردگار ، مستلزم فنا و اندكاك نفس در أنوار قاهرهء ذات حضرت حقّ است و سنّت و ناموس‌إلهىِ حاكم بر اين طريق ، ابتلاء و رنج و محنت مىباشد . سالك در مجاهدهء روحانى خود مىخواهد متخلّق به أخلاق إلهى شده و نقش خدا و أسماء و صفات او را بر صفحهء جان بزند ، و از آنجا كه : إنَّما تَحمِلُ عَطاياهُم مَطاياهُم « 1 » ؛ لذا براى اين منظور بايد استعداد و قابليّت لازم را تحصيل كند و با نِشتر بلا خود را از نفس و علائق و جلوه‌هاى آن رهايى داده و راحلهء خود را در حريم أمن و أمان إلهى فرود آورد و در استقامت و ثبات‌قدم به أنبياء و أولياء إلهى إقتدا كند « 2 » و الّا حكايت او حكايت خال‌كوبى آن شخصى مىشود كه
هامش
( 1 ) . « عطايا و هداياى ايشان را مركبهاى خود ايشان بايد بدوش كشد و به مقدار گنجايش مركبهايشان از هدايا بهره‌مند خواهند شد . » ( 2 ) . در كشف‌الأسرار آورده است كه : سرىّ سَقَطى گويد : حقّ عزّ جلاله در خواب چنان نمود مرا كه گفتى : خلق را كه آفريديم لختى دنيا ديدند و در آن‌آويختند و لختى بلا ديدند در بهشت و عافيت گريختند و لختى نعمت وصال ما را خواستند ! فَمَن أنتُم ؟ جواب دادم : وَ إنّك تَعلَمُ ما نُريدُ . خطاب رسيد : لأصُبَّنَّ عَلَيكُمُ البَلآءَ صَبًّا . به جلال قدر ما كه تازيانهء بلا بر سر شما فرو گذارم ! و آسياى محنت بر سرتان بگردانم . از سر نور معرفت به الهام ربّانى جواب دادم : ألَيسَ المُبلِى أنتَ ! -