تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
را موطن اصلى خود قرار دهند و از نفحات ربّانيّه‌اى كه از آن بارگاه قدس و مهبّ عنايات علوى بر قلوب و دل‌هاى طالبان علم مىوزد بهره‌مند شده و از سرچشمهء تسنيم كه از زير پاى آن حضرت جارى است ، جان خود را سيراب كنند ، ولى به جهت امتثال فرمايش مرحوم حضرت آية الله أنصارى رحمة الله عليه تصميم به مراجعت به طهران مىگيرند . بارى ، دقّت نظر و عمق و بينش علمى حضرت علّامهء والد قدّس الله نفسه الزّكيّة از طرفى و معارف إلهى و حقائق ربّانى و أسرار جمال و جلال عالم ملكوت كه در أثر خرق حجب براى ايشان منكشف شده بود ، باعث شده بود كه در علوم و معارف إسلام از اعتقادات گرفته تا فقه به نكات بسيار ظريفى دست يابند كه از ديد غالب علما و متخصّصين مخفى بود . در هر مسألهء فقهى كه وارد مىشدند به جهت ملاحظهء ربط عالم كثرت و اعتبار با مبدأ حىّ و قيّوم و إحاطهء به ظرائف تربيت نفوس و سوق‌دادن آنها در مسير توحيد ، مسائلى استنباط مىفرمودند كه در نزد ديگران أثرى از آن وجود نداشت و در واقع فقه و اصول را با عرفان حقيقى آميخته و معجونى عذب و گوارا فراهم آورده بودند كه شرح اين معنى كتاب مفصّلى را مىطلبد . و تحقيقاً ايشان يگانهء عصر خويش در علوم و معارف إلهى و واسطةالعقد علماى ربّانى و عالَم إسلام بودند و عبارات و ألفاظى كه بتواند آينه‌دار فضل و علم و كمال ايشان باشد يافت نمىشود . و در اين مقام شايسته است عباراتى را كه صاحب يتيمةالدّهر نسبت به صاحب بن عبّاد دربارهء قصور كلمات از وصف جنابش بيان كرده ، در وصف حضرت علّامهء والد كه رضوان و رحمت واسعهء خدا بر او باد ، حكايت كنيم : لَيسَتْ تَحضُرُنى عِبارَةٌ أرضاها لِلإفصاحِ عَن عُلوِّ مَحَلِّهِ فى العِلمِ وَ الأدَبِ [ وَالعِرفانِ ] و جَلالَةِ شَأنِهِ فى الجودِ و الكَرَمِ و تَفَرُّدِهِ بِغاياتِ المَحاسِنِ و جَمعِهِ أشتاتَ المَفاخِرِ ؛ لأنَّ هِمَّةَ قَوْلى تَنخَفِضُ عَن بُلوغِ أدْنى فَضآئِلِهِ وَ مَعاليهِ ،