تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 690

مساهمون:

ص٦٩٠
أبوذرّ ! جز با مؤمن همنشين مباش و جز انسان متّقى و پرهيزگار از غذاى تو نخورد و تو نيز از غذاى فاسقان تناول مكن . اى أبوذرّ ! غذاى خود را به كسى ده كه او را به خاطر خدا دوست دارى و از غذاى كسى بخور كه تو را به خاطر خداوند عزّوجلّ دوست دارد . » در زمان كودكى روزى در خدمت ايشان به زيارت يكى از علماء أهل ورع و تقوى رفتيم . جناب ميزبان كه از ما با ميوه و بستنى پذيرايى مىكردند ، حضرت علّامهء والد قدّس‌سرّه فرمودند : بخوريد ، اينجا بخوريد ؛ چه اينكه غذاى خوبان و عالمان ربّانى مايهء بركت و نور است . مىفرمودند : چون غذا و ميوهء بازار در ديد مردم است و نفوس غنىّ و فقير به آن نظر كرده و يا بويش را استشمام كرده و در دل متمايل بوده‌اند كه از آن بخورند و نخورده‌اند ، بركت و نور آن مىرود و لذا از غذاى بازار حتّىالإمكان بايد اجتناب كرد . و چه‌بسا بعضى از بيمارىهاى صعب‌العلاج به خاطر چشمى است كه به آنها افتاده‌است و انسان مىخورد و مبتلا مىشود . و لذا مىفرمودند : براى خريد به بازار كه مىرويد از ميوه‌هاى داخل مغازه كه مقابل ديد مردم نيست بخريد و خريد خود را در كيسه‌اى از چشم مردم پنهان كنيد و حتّى اگر نانى بخريد و در راه كسى ببيند حقّ نظر پيدا مىكند و سزاواراست‌كه به وى تعارف كنيد . و نيز بارها به آيه كريمهء :
فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى طَعامِهِ
« 1 » استشهاد كرده و مىفرمودند : در اين آيه به تأمّل و تدبّر در طعام امر شده است و معناى ظاهرى آن تدبّر در غذاى جسمانىاست كه پاك‌است يا نجس ، حلال‌است يا حرام ؟ و از كجا آمده‌است ؟ و معناى باطنى آن تفكّر در غذاى روحانى است ، يعنى ببيند
هامش
( 1 ) . آيه 24 ، از سورهء 80 : عبس .