نه خوابيد و نه ميلى به هيچ يك از اينها داشت . »
و از اين رو حضرت آقاى حدّاد رضوان الله تعالى عليه مىفرمودند :
چنانچه انسان تمام توجّهش به مبدأ أعلى باشد و به بدن توجّه ننمايد ، اگر يك أربعين نيز بدين منوال بر او بگذرد ، و نخورد و نياشامد ، اتّفاقى براى او نمىافتد ، أمّا همينكه يكآن به بدن التفات كرد و از آن عالم منصرف شد ، إحساس ضعف و خستگى كرده از حركت باز مانده و مىافتد ؛ يعنى در زمان توجّه تامّ به آن عالم ، نفس بر جسم غالباست و آن را حفظ مىكند . البتّه اين معنى از نظر علم طبّ شايد غيرممكن يا مستبعد بنمايد ، ولى نزد أرباب معرفت ، تجربى و يقينىاست ، چرا كه در آن حالت از نور توحيد جان را مىپرورانند كه فرمود :
أَبيتُ عِندَ رَبّى يَطْعِمُنى وَ يَسْقينى . « 1 »
« در نزد پروردگارم إقامت مىكنم و او مرا إطعام نموده و سيراب مىنمايد . »
حضرت رسولأكرم صَلَّى الله عليه و آله وسلّم مىفرمايند :
مَا مَلَأَ ءَادَمىٌّ وِعآءً شَرًّا مِنْ بَطْنٍ ، حَسْبُ الْأَدَمىِّ لُقَيماتٌ يُقِمنَ صُلْبَهُ ، فَإنْ غَلَبَ الْأَدَمىَّ نَفسُهُ فَثُلثٌ لِلطَّعامِ وَ ثُلثٌ لِلشَّرابِ وَ ثُلثٌ لِلنَّفَس . « 2 »
« هيچ انسانى ، ظرفى بدتر از شكم را پر نكرده است . پس بايد به چند لقمهء كوچك از غذا كه او را به پاى دارد و به او قوّت دهد بسنده كند . و اگر نفس غالب شد ، يك سوّم معده را براى غذا ، يك سوّم براى آشاميدنى و يك سوّم آخر را براى نفَس بگذارد ! »
مرحوم علّامهء والد رضوان الله تعالى عليه مىفرمودند : سالك بايد به مقدار نياز بدن غذا بخورد و طريق اقتصاد را پيموده و از إفراط و تفريط بر حذر باشد . چه اينكه بدن ، مركب نفس است نه آنچنان از غذا سنگين شود كه از
هامش
( 1 ) . بحارالأنوار ، ج 6 ، ص 208 .
( 2 ) . همان مصدر ، ج 63 ، ص 330 .