تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 677

مساهمون:

ص٦٧٧
صمت صمت نيز از أركان خمسهء سلوك إلىالله است و أهل‌بيت عليهم السّلام و علماء ربّانى آن را براى مؤمن و سالكِ سبيل نجات ضرورى دانسته و آثار وضعى آن را متذكّر شده‌اند . صمت و خاموشى مايهء صفا و آرامش ضمير سالك ميگردد و در اين هنگام است كه ميتواند در آثار صنع و أسماء و صفات حضرت پروردگار به تفكّر بپردازد تا درهاى حكمت و علوم كلّيّهء إلهيّه بر قلب او باز شود ، به خلاف تكلّم غيرضرورى كه علاوه بر اينكه سالك را از رشد و تكامل محروم و مجاهدت‌هاى او را تضعيف مىكند ، چه‌بسا موجب سلب طهارت و تقوى و ابتلاء به آفات زبان مىشود . يكى از بزرگان در اجازه‌نامهء شاگردش چنين به او وصيّت مىكند : بر دهانت مهر خاموشى بزن و مبادا سخنى كه دوست ندارى روز قيامت در صحيفهء أعمالت باشد ، از دهانت بيرون آيد ؛ چرا كه روايت شده‌است‌كه يكى از مجاهدين اسلام در غزوه‌اى با رسول‌خدا صلّى الله عليه و آله وسلّم همراه شد و در آن به شهادت رسيد . وقتى مادر وى فرزند خود را در ميان كشتگان ديد كه به علّت شدّت صبر و استقامتش سنگ قناعت « 1 » بر دل بسته بود ، روى آن دست
هامش
( 1 ) . « حَجَرالمَجاعَة ، سنگ مَجاعت ، سنگ قناعت : سنگى كه در وقت شدّت ل‌گرسنگى بر شكم بندند تا ايذاى جوع كم شود ، چنان كه در زمان آن حضرت ( پيغمبر ) أصحاب مىبستند و اين عمل مسنون است . » ( لغت‌نامهء دهخدا ) . شرف‌الدّين بوصيرى ، در قصيدهء البردة در مدح رسول‌خدا صلّى الله عليه و آله وسلّم ميگويد :و شَدَّ مِن سَغَبٍ أحشآءَهُ و طَوَى * تَحتَ الحِجارَةِ كشحًا مُترَفَ الادُمِ !