مكرّراً خدمت ايشان عرض مىكردند : گاهى بيدار مىشويم ولى همّت برخاستن نداريم ، برايمان دعا كنيد تا توفيق نماز شب پيدا كنيم . مىفرمودند :
توفيق يعنى مهيّاشدن أسباب و مقدّمات امور و براى نماز شب خود سالك بايد همّت كند و أسباب و مقدّمات بيدارى خود را فراهم نمايد . و إلّااگر به دعا باشد اين توفيق نيز خود دعا مىخواهد و هَلُمَّ جرّاً و تسلسل لازم مىآيد .
توضيح اينكه : عمدهء مقدّماتى كه سالك بايد تحصيل كند از اين قرار است :
أوّل : مراقبه در طول روز و پرهيز از گناه ؛ چه اينكه گناه ، سالك را از خلوت و بهرهمندشدن از نفحات سحر محروم مىكند . مردى به خدمت أميرالمؤمنين عليهالسّلام رسيد و عرض كرد : از نماز شب محروم شدهام ! حضرت فرمودند :
أَنْتَ رَجُلٌ قَدْ قَيَّدَتكَ ذُنوبُكَ ، « 1 »
« تو مردى هستى كه گناهانت تو را دربند كشيده است ! »
و دوّم : رعايت مقدار طعام در شب ؛ زيرا پرخورى و غذاى سنگين و چرب مانع از بيدارى سحر مىشود .
و سوّم : سالك طبق سيرهء رسولخدا صلّى الله عليه و آله وسلّم أوّل شب بخوابد و نيز با استراحت كافى و خواب قيلوله براى بيدارى در شب مهيّا گردد .
روشناست سالكى كه تا نزديكىهاى نيمهشب بيدار است ، سحر يا بيدار
هامش
- پس غلام همهء شب تضرّع و زارى ميكرد و چون صبح دميد حال او بگرديد و جان به جانآفرين سپرد . شب وى را در خواب ديدم در قصرى از ياقوت سرخ ، بر تختى از زمرّد سبز نشسته و چند هزار فرشته در برابر وى صف زده و روى سياه او سفيد چون ماه چهارده شبه شده . » ( معراجالسّعادة ، ص 686 )به نيم شب كه همه مست خواب خوش باشند * من و خيال تو و نالههاى دردآلود( 1 ) . الكافى ، ج 3 ، باب صلوةالنّوافل ، ص 450 ، ح 34 .