در روز خرج نمايد و إلّااز مايه خواهد خورد و دستخالى از دنيا خواهد رفت .
آن زمان وقت مىصبح فروغست كه شب * گرد خرگاه افق پردهء شام اندازد « 1 »
حضرت آقاى حدّاد و علّامهء والد رضوان الله تعالى عليهما مىفرمودند :
اين بيدارى شب و عبادت در آن ، بدل و جايگزينى ندارد ، حتّى بيدارى بينالطّلوعين ! بيدارى بينالطّلوعين ، فيض جداگانهاىاست كه سالك نبايد خود را از آن محروم كند ، أمّا به پايهء فضيلت و رفعت تهجّد و بيدارى شب نمىرسد .
مىفرمودند : اين فرمايش خواجه عليهالرّحمة تمام نيست كه ميفرمايد :
گر فوت شد سحور چه نقصان صبوح هست * از مىكنند روزه گشا طالبان يار « 2 »
بلكه سحور و صبوح هر دو لازماست تا انسان را به مقصود برساند .
دعاى صبح و آه شب كليد گنج مقصود است * بدين راه و روش مىرو كه با دلدار پيوندى « 3 »
مىفرمودند : عنايات حضرت پروردگار به سالكان و نفحاتى كه حامل پيام دوست بوده و از عالم معنى و نور بر دل مىوزد ، در سحر به مراتب از بينالطّلوعين لطيفتر است و در اين زمان است كه سالك بايد اميد به صبح وصال بندد .
شبان تيره اميدم به صبح روى تو باشد * و قد تُفَتَّشُ عَينُالحَيوةِ فىالظُّلُمات « 4 »
هامش
( 1 ) . همان مصدر .
( 2 ) . همان مصدر ، ص 114 ، غزل 258 .
( 3 ) . همان مصدر ، ص 226 ، غزل 493 .
( 4 ) . كلّيّاتسعدى ، ص 425 ، غزل 521 .