تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 664

مساهمون:

ص٦٦٤
ايشان جدا شده بود و به طهران آمد و با يكى از رفقا به منزل أحمديّهء دولاب آمدند و وقت ملاقات خواستند . بنده در را باز نمودم و درخواست ايشان را خدمت والد معظّم عرض كردم فرمودند : بگوئيد ، من با آقاى . . . ملاقات نمىكنم .
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 664 | السيد محمد صادق الطهراني