مىفرمودند : فلانى مىآيد و يك روز ، دو روز نزد ما مىماند ، نه من با او يك كلمه حرف مىزنم و نه او با من ! أمّا استفادهاش را مىكند و نصيب خود را مىبرد !
أمّا شرط لاحق جلسه عبارتاست از مراقبهء شديد براى حفظ تذكّر و توجّهى كه در جلسه كسب كردهاست .
حضرت علّامهء والد قدّسسرّه مىفرمودند : برخى بهخاطر عدممراقبه هرچه را در اين جلسات تحصيل مىكنند پيش از خروج از جلسه يك جا باخته و دست خالى مىروند . و لذا بعد از جلسه نيز بايد سكوت اختيار كرده و به غير ضرورت تكلّم نكند و حال جلسه را تا جلسهء بعدى حفظ كند ، تا آن عشق و شور به لقاء حضرت پروردگار در قلب سالك متمكّن شود ؛ نه اينكه با عيال و فرزندان يا رفيق و آشنا بنشيند و از هرجا سخن بگويد و خود را خسته و سنگين كند .
روزى حضرت علّامهء والد بعد از جلسه ، نماز مغرب را إقامه كردند و چون نماز عشاء را به جهت رسيدن به وقت فضيلت عشاء به تأخير مىانداختند ، در اين فاصله به تعقيبات مشغول شدند . دراينحال بعضى از شاگردان مشغول به صحبت با يكديگر شدند ، ايشان با ناراحتى رو كردند به آنها و فرمودند : آقا ! تعقيبات نماز مغرب جزء نماز مغرب است . همهء مكتسبات با اين صحبتها از بين مىرود .
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 638
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص٦٣٨