تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 637

مساهمون:

ص٦٣٧
سروصدا سكوت جلسه را بشكند و مانع از سير و تفكّر رفقاى خود شود ، زيرا عمدهء استفاده و بهره‌ورى از جلسه در همين سكوت همراه با توجّه است . و ديگر اينكه ، اگر بين أصدقاء كدورتى پيش آمد و نفوس آنان در تضارب با يكديگر بود ، تا اين تضارب و كدورت جاى خود را به صلح و صفا نداده حقّ ورود به جلسه را ندارند ؛ زيرا راه خدا با طمأنينه و آرامش طىّ مىشود ، و نفس دو رفيق در صورت تضارب مانند دو اسبى مىمانند كه يكى درشكه را از جلو مىكشد و ديگرى از عقب ؛ در اين صورت نه‌تنها حركتى بسوى خدا صورت نمىگيرد بلكه نفوس خسته و درمانده مىشوند ، نيروها صرف مىشود ، ولى اثر مطلوب به دست نمىآيد و حال جلسه را نيز به شدّت تنزّل مىدهند . اگر سالك اين شرائط سابقه را رعايت كند ، بهرهء كامل و وافى را از جلسه مىبرد اگرچه خود متوجّه نباشد ؛ حضرت آقاى حدّاد رضوان الله تعالى عليه
هامش
- آن ساقط مىشود ، بلكه ترك آن راجح است . شهيد ثانى رحمة الله عليه در آداب ورود به مجلس درس ميفرمايد : وعَدَّ بعضُهم حِلَقَ العِلمِ حالَ أخذِهِم فى البَحثِ مِنَ المَواضِعِ الَّتى لا يُسَلَّمُ فيها ، و اخْتارَهُ جَماعةٌ مِنَ الأفاضِلِ و هُو مُتَّجِهٌ حيثُ يَشغَلُهم ردُّ السَّلام عمّاهُم فيهِ مِنَ البَحثِ و حضورِ القَلبِ كَما هو الغالبُ سيَّما إذا كانَ فى أثنآءِ تقرير مسألةٍ فَإنَّ قطعَهُ عَليهِم أضرُّ مِن كثيرٍ مِنَ المَواردِ الّتى ورَد أنّه لا يُسَلَّمُ فيها . « برخى ، مجالس علم را در حالى كه أهل آن مشغول به بحث و گفتگوى علمى هستند ، از مواردى شمرده‌اند كه سلام‌نمودن در آن مستحبّ نمىباشد و عدّه‌اى از أفاضل اين نظر را اختيار نموده‌اند و اين سخنى است وجيه و نيكو ؛ زيرا غالباً جواب سلام دادن در اين مجالس أشخاص را از بحث علمى و حضور قلب و تمركز لازم در آن باز مىدارد ، خصوصاً اگر در ميان تقرير و تبيين يك مسألهء علمى باشند و رشتهء سخن پاره گردد كه از هم گسستن اتّصال مطالب ضررش از ضرر بسيارى از مواردى كه در شرع از سلام‌كردن در آن نهى شده است ، بيشتر است . » ( منيةالمريد ، ادب سيزدهم از آداب درس ، ص 269 )