از آن جلسه استفاده نمىبرم . ايشان فرمودند : استفادهء شما در همان جلسه است . و البتّه نفس دستور ولىّخدا موجب استفاده ميگردد .
مىفرمودند : سالك قبل از ورود به جلسه بايد خود را از مشاغل و شواغلى كه دارد فارغ كند و خانهء دل را از غير و آثار ماسوىالله تكانده و با ضميرى صاف و روشن وارد مجلس شود ، تا هم خود استفاده كند و هم به ديگران بهره برساند ؛ ولى اگر سالك با ذهن پريشان و گرفتار در تارهاى أوهام و خواطر و مشغول به كسب و كار و زن و بچّه و درس و كتاب ، به جلسه بيايد ، نه تنها استفاده نمىكند ، بلكه مايهء اضطراب و تشويش خاطر سالكان مبتدى و ضعيف شده و راه آنان را نيز سدّ مىكند .
روزى در طهران و در خدمت ايشان به جلسهاى رفتيم كه با دهدوازده نفر از رفقا تشكيل شده بود . ده دقيقه در سكوت نشستيم . ناگهان ايشان فرمودند :
خواطر آقايان رفقا متشتّت است و جمعيّت خاطر نيست و تا اطّلاع بعدى ، جلسات تعطيل است . و تشريف بردند و آن جلسه تا مدّتى تعطيل بود .
بارى ، از اين رفتار حضرت علّامهء والد قدّسسرّه به خوبى استفاده مىشود كه اين جلسات بهخودىخود موضوعيّت ندارند و ارزش و فضيلت آنها زمانى است كه قلب سالك را كه در أثر توجّه به عالم كثرت و رعايت أحكام و لوازم آن نزول كرده ، با آتش محبّت خدا به عالم توحيد صعود دهد و حال وحدت بر كثرت غالب شود ، و إلّاسالك اندك توجّه و حرارت عشقى را كه دارد چهبسا در همين جلسه از دست بدهد !
ديگر اينكه جلسه بايد در جاى آرام و فارغ از أشياء و مناظرى باشد كه مانع از توجّه مىشود . و سالك هنگام ورود به جلسه نبايد با سلام كردن « 1 » يا
هامش
( 1 ) . سلامكردن مستحبّ مؤكّد است ، أمّا گاهى به علّت تقارن با أمر ديگرى استحباب -