دست خود برداشتند و به من رو نموده و فرمودند : اى أبوجعفر ،
إنَّ اللَهَ لا يَسْتَحْيى مِنَ الحَقِّ ؛
سلام مرا به شطيطه برسان و اين هميان را به او بده - و در آن چهل درهم بود - و من يك قسمت از كفن خودم را كه از پنبهء قريهء صيدا ، قريهء فاطمهء زهرا عليهاالسّلام است و خواهرم حليمه دختر أبى عبد الله جعفربن محمّد الصّادق آن را ريسيده است ، به وى اهداء مىكنم و به او بگو : پس از رسيدن أبوجعفر نيشابورى و تحويلدادن پول و قطعهء كفن به تو ، نوزده روز بيشتر زنده نمىمانى . شانزده درهم از اين پولها را براى خود مصرف كن و بيست و چهار درهم آن را بابت هزينهء تجهيز خود و بابت صدقه از طرف خودت قرار بده و من خودم بر جنازهء تو نماز مىگزارم .
سپس حضرت فرمودند : اى أبوجعفر ، وقتى مرا بر سر جنازهء شطيطه ديدى ، كتمان كن كه براى حفظ جان تو بهتر است و أموال بقيّهء شيعيان را به ايشان برگردان و بگو كه من آن را از ايشان پذيرفتم و به ايشان هديّه دادم .
مُهرهاى اين برگهها را نيز باز كن و نظر كن كه آيا پيش از آمدن تو ما پاسخ سؤالاتت را دادهايم يا نه ؟
به برگهها نظر كردم و ديدم مُهرها سالم است و سه برگه را گشودم و ديدم كه حضرت جواب سؤالات را كامل مرقوم فرمودهاند . و در مدّتى كه در مدينه بودم با عدّهء زيادى از أصحاب امام صادق عليهالسّلام ملاقات نمودم كه شهادت مىدادند كه آن حضرت ، موسىبنجعفر عليهماالسّلام را به عنوان إمام پس از خود تعيين فرمودهاند .
چون به خراسان بازگشتم ديدم أفرادى كه حضرت پول ايشان را برگردانده بودند فطحى شدهاند و شطيطه بر حق باقى مانده و به إمامت حضرت موسىبنجعفر سلام الله عليهما معتقد است و سلام حضرت را به وى رساندم و پول و قطعهء كفن را به او دادم و مقدارى از دراهم را بابت أمر تجهيزش به من داد
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 617
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص٦١٧