تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 614

مساهمون:

ص٦١٤
در روزگارى كه مردم به أعقاب جاهلى خود برگشتند و بعضى اسير طمع و بعضى ديگر فريب سياست تاريك سقيفه را خوردند ، زنى شجاع با دلى لبالب از معرفت و محبّت أميرالمؤمنين عليه‌السّلام به نام أم‌ّفروه ، مردم را به شكستن بيعت خود با أبوبكر ترغيب ميكرد و روز غديرخمّ را كه رسول‌خدا صلّىالله عليه‌وآله‌وسلّم ولايت علىّبن‌أبىطالب عليه‌السّلام را بر مردم آشكار نمود ، به ياد آنها مىآورد . خبر افشاگرى اين زن أنصارى به گوش أبوبكر رسيد و او را إحضار كرد و گفت : اى دشمن خدا ! مردم را به تفرقه و شورش بر من تشويق مىكنى ؟ دربارهء علىّ چه مىگوئى ؟ او گفت : دربارهء امام أئمّه و وصىّ أوصياء چه بگويم ؟ ! كسى كه آسمان و زمين از نور او روشن است و توحيد حضرت پروردگار جز با معرفت حقيقى او معنى پيدا ننموده و كامل نمىشود . أمّا تو اى أبوبكر ! بيعت خود با علىّ عليه‌السّلام را در غديرخم شكستى و دين خود به رياست و حكومت دنيا فروختى ! أبوبكر كه از سخنان ام‌ّفروه برآشفته بود گفت : اين زن مرتدّ شده است ، او را بكشيد . و لذا ام‌ّفروه را به جرم محبّت و ايمان و ايقان به ولايت أميرالمؤمنين عليه‌السّلام كشتند . در زمان اتّفاق اين ماجرا أميرالمؤمنين عليه‌السّلام در زمين زراعتى خود در وادىالقرى و خارج مدينه بود . وقتى به مدينه بازگشت و خبر أم‌ّفروه را شنيد ، بر مزار او آمد و دست‌ها را به آسمان بلند كرد و گفت : يا مُحْيىَ النُّفوسِ بَعْدَ الْمَوْتِ وَ يا مُنْشِىءَ الْعِظامِ الدّارِساتِ ، أَحْىِ لَنا أُمَّ فَرْوَةَ واجْعَلْها عِبْرَة لِمَنْ عَصاكَ ! « اى إحياء كنندهء جانها پس از مرگ و اى زنده كنندهء استخوان‌هاى كهنه ، امّ فروه را براى ما زنده فرما و او را عبرت آنان كه معصيت تو را نمودند ، قرار ده . » در اين حال هاتفى ندا داد : اى أمير مؤمنان دعايت مستجاب است . و