سالكى را كه براى إرشاد و دستگيرى خدمت ايشان مىرسيد به استاد ديگرى إرجاع مىدادند و لذا ديده مىشد كه بعضى را براى تربيت و طىّ مراتب معنوى سلوك ، خدمت حضرت علّامهء طباطبائى رحمة الله عليه مىفرستادند كما اينكه حضرت علّامهء طباطبائى نيز بعضى از مريدان سلوك را خدمت والد معظّم حواله مىدادند .
و گاهى نيز شاگرد ضعيفى را به شاگردى قوى مىسپردند و مىفرمودند :
شما از ايشان استفاده كنيد .
شاگردان علّامهء والد محدود به همان أفرادى كه با ايشان ارتباط ظاهرى داشتند ، نبودند ؛ زيرا ولىّخدا كه به مقام اطلاق مىرسد ، بر همهء موجودات سيطرهء ولائى پيدا مىكند و بر همين أساس دستگيرى وى محدود به مكان نيست و هر گاه در مشارق و مغارب عالم كسى قابل بوده و خداوند صلاح بداند ، از او دستگيرى مىكند .
گاهى ممكناست مسيرى دشوار و طولانى تا سرزمينى دوردست طىّ كند تا در آنجا از دلسوختهاى دستگيرى نمايد و گاهى ممكناست آن شخص را به شكلى به سوى خويش حركت دهد و گاه از دور نظرى بر وى مىافكند و عنايتى نموده و گره از مشكل وى مىگشايد و چهبسا خود آن سالك نيز متوجّه نشود كه تحت عنايت كدام ولىّ قرار گرفته و دردش درمان شده است ؛ و همهء اين موارد در حيات علّامهء والد وجود داشت ، علاوه برآنكه خوبان و مقرّبان از اطراف و اكناف خدمتشان مىرسيدند .
در يكى از ملاقاتهايى كه در أوائل نوجوانى خدمت مرحوم حضرت آقاى حدّاد رسيده بودم ، در ضمن سؤالاتى عرض كردم : آيا اوتاد و أبدال نيز خدمت شما مىرسند ؟ ايشان خندهء مليحى نموده و با لحن شيرينى فرمودند : اى .
مرحوم علّامهء والد رحمة الله عليه در اواخر عمر شريفشان خيلى كمتر
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 620
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص٦٢٠