به حياتى طيّب و پاك زنده مىگردانيم و پاداش ايشان را به حسب نيكوترين أعمالشان خواهيم داد . » زن با مرد در رسيدن به عالم قدس و طهارت و إشراب دل از عينالحيوة توحيد ، تفاوتى ندارد و ميتواند با مجاهده و ايمان ، حجاب نفس را كنار زده و جام دل را از بادهء توحيد و معرفت پروردگار لبريز كند .
مسافر إلىالله در سيروسلوك ، روح است و اگر چه گاهى در زبان عربى ضمير مؤنّث ، به آن باز مىگردانند ، أمّا اين تأنيث مجازى است و نشانهء مردى و زنى نيست .
و أساساً اين روح كه نفخهء حضرت حقّ است از اين تفاوتها فراتر است و با اين حيات مادّى كه از خشك وتر دنيا پديد مىآيد فرق دارد .
ليك از تأنيث ، جان را باك نيست * روح را با مرد و زن إشراك نيست
از مؤنث و ز مذكّر برتر است * اين نه آن جان است كز خشك وتر است « 1 »
كم نيستند زنانى كه محبّت حضرت پروردگار وجود آنان را آتش زده و كلماتشان در ابراز عشق و اشتياق رسيدن به مقام تقرّب و لقاء خدا ، در كتب سيره و تاريخ مضبوط است .
ملّا عبدالرّحمن جامى در نفحات در شرح أحوال يكى از اين نساء عارفات كه بارقههاى محبّت و معرفت حضرت پروردگار بر دل او خورده و او را شوريده و دلباخته كرده ، آوردهاست :
« سَرىّ سَقَطىّ گويد - رحمه الله تعالى - كه : « شبى خوابم نيامد و قلق و اضطرابى عجيب داشتم ، چنان كه از تهجّد محروم ماندم . چون نماز بامداد كردم ،
هامش
( 1 ) . مثنوىمعنوى ، ص 52 .