بارى ، حضرت علّامهء والد قدّسسرّهالعزيز در تربيت سالكان مستعدّ و إيصال آنان به كعبهء توحيد نهتنها دريغى نداشتند ، بلكه از خود شوق و رغبت نشانداده و آغوش خود را براى آنان مىگشودند و رنج و مرارت و تحمّل سختى تهذيب و سير آنان را در برابر شكفتن غنچههاى پر ژالهء بوستان توحيد به جان خريده و مانند شمع آب شده و راه را براى آنان روشن و هموار مىساختند ، با اينكه أهل ابراز نبودند و همهء كوشش ايشان براى إعلاى كلمهء توحيد بود . دربارهء يكى از تلامذهء خود به حقير فرمودند : اگر بدانيد براى ايشان چقدر زحمت كشيدم ؟ خيلى خيلى زياد ! أمّا تا رسيدن به مقصود ، دو سه امتحان ديگر دارد .
از اقدامات كمنظير ايشان ، ايجاد حوزههاى حكمت عملى و عرفانى براى طائفهء نسوان بود كه مشايخ آنها خود نيز از مخدّرات عابدات و ناسكات بودند . و اين أمر نيز نشان از سعه و ظرفيّت ايشان داشت ، چون غالباً أوليا از پذيرفتن مخدّرات إبا دارند .
روزى در كربلاى معلّى خدمت حضرت آقاى حدّاد بوديم و ايشان از شاگردان حضرت علّامهء والد و تعداد آنها پرسوجو كردند . والد معظّم پاسخ دادند : اين مقدار ، كه اين تعداد از آنها آقايان و اين تعداد از آنها مخدّرات هستند .
همين كه حضرت آقاى حدّاد نام مخدّرات را شنيدند ، با تعجّب فرمودند : آقا سيّدمحمّدحسين ، شما از مخدّرات هم شاگرد گرفتهايد ؟ خيلى سخت است ، خيلى سخت است !
بايد دانست كه به مقتضاى كريمهء :
مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ .
« 1 » « هر كسى - چه مرد و چه زن - كه عمل صالح انجام دهد در حالى كه مؤمن باشد ، او را
هامش
( 1 ) . آيه 97 ، از سورهء 16 : النّحل .