گردننهادن به ما جاء به النّبىّ صلّى الله عليه و آله وسلّم است . سلوك ، تسليمحقّ بودن است . هر چه به او گفتند ، بگويد : چشم . در پيشگاه خدا عبد مملوكى باشد كه لا يَقْدِرُ عَلى شَىْء . به حقيقت ببيند كه : لا يَملِكُ لِنَفسِهِ نَفعًا و لا ضَرّا و لا مَوتًا و لا حَيَوةً و لا نُشورًا ؛ نه اينكه به أحكام خدا كه موافق هواى او نيست اعتراض كرده و داد و بيداد كند .
از ميان أصنافى كه براى تهذيب و طىّ مراتب معنوى خدمت ايشان مىرسيدند به تربيت سادات و ذرّيهء حضرت رسولاكرم صلّى الله عليه و آله وسلّم اهتمام و عنايت خاصّى داشتند و ايشان را از غير سادات بيشتر مىپذيرفتند ؛ زيرا به حكم قاعدهء وراثت ، كمالات و فضائل أجداد طاهرين آنان و استعداد إدراك توحيد در آنان ، بيشتر موجود است .
از مرحوم آقاى قاضى نقل شده است : بيشتر سالكانى كه عشق و محبّت خدا در دل آنان طلوع كرده و بالأخره آنان را به وادى فنا و نيستى كشانده است ، از سادات بودهاند .
و همچنين به تربيت طلّاب معزّز و أهلعلم عنايت خاصّى داشتند و تحصيل علم دين را ممدّ راه خدا مىشمردند .
و نيز به تربيت و سير جوانان راغب بودند و آنان را بهتر مىپذيرفتند ، حضرت أميرالمؤمنين عليهالسّلام در وصيّت خود به امام حسن مجتبى عليهالسّلام ميفرمايد :
وَ إنَّما قَلْبُ الْحَدَثِ كَالْأَرْضِ الخاليَةِ ، ما أُلْقىَ فيها مِنْ شَىْءٍ قَبِلَتْهُ . « 1 »
« قلب جوان همچون زمين كشت نشده و آماده است كه هر بذرى در آن افكنده شود ، مىپذيرد . »
چون عادات و اخلاق ناپسند در نفس سالك جوان ملكه نشده است و او
هامش
( 1 ) . نهجالبلاغة ، نامهء 31 ، ص 393 .