نگهداشتهاى ، و در اين صورت توقّع اطاعت محض از ايشان دارى ؟ اين محال است . استاد بايد خودش آزاد شده باشد ، تو الآن گير هستى و گير دارى ! چگونه مىتوانى بندهاى آزاد كنى ؟ » « 1 »
به همين جهت است كه تعداد شاگردان مكتب تربيتى هر يك از أولياى حقيقى متفاوت است ؛ زيرا هر كدام بايد به ميزان سعه و ظرفيّت خود در تحمّل بار نفوس و توان سيردادن آنها ، شاگرد بپذيرد و روشناست كه سعهء آنان يكسان نيست . برخى فقط مىتوانند همچون ماشين كوچكى سه يا چهار نفر را در سفر إلىالله با خود همراه كنند و برخى ديگر مانند كشتى يا هواپيما نفوس فراوانى را با خود به عالم قدس و طهارت سوق مىدهند .
مشكوة ولايت حضرت علّامهء والد قدّس الله نفسه الزّكيّه شعاع وسيعى از عالم انسانيّت را روشن ميكرد و جزء معدود أوليائى بودند كه شاگردان زيادى را پذيرفتند و اين كاشف از سعهء صدر و عظمت وعاء ايشان است .
بگونهاى كه حضرت آقاى حدّاد رحمة الله عليه از گسترهء ولايت ايشان شگفتزده شده و مىفرمودند : بعد از أهلبيت عليهم السّلام همانند آقاى قاضى و بعد از آقاى قاضى مانند آقا سيّدمحمّدحسين نديدهام .
حضرت علّامهء والد بعد از مراجعت از نجف أشرف و إقامت در طهران كه حقير حدود پنجشش سال داشتم ، جلساتى را بر پايهء ذكر و توحيد حضرت حقّ عزّاسمه دائر كردند . أمّا از آنجا كه در پذيرفتن شاگرد و ملاحظهء قابليّت و استعداد آنها براى سلوك إلىالله دقّت بسيارى داشتند ، اين جلسات با دوسه نفر شروع شد و به تدريج تعداد آنها بالا رفت ، تا جائىكه پس از تشرّف به أرض أقدس رضوىّ على شاهدها آلاف التحيّة و الثّناء شاگردان را به جلساتى تقسيم
هامش
( 1 ) . روحمجرّد ، ص 486 .