معانى كه حضرت علّامهء طباطبائى در تفسير آيات بيان فرموده عاجز و ناتوانند فضلًا از متوسّطين .
نزديك به هشت قرن تنها تفسيرى كه بر حوزههاى علميّهء شيعه حاكم بود ، تفسير مجمعالبيان مرحوم حجةالإسلام طبرسى بود و هنوز مبلغ علمى بعضى از آن تجاوز نمىكند ؛ هر آيهاى كه دلالت بر نكتهاى دقيق در وادى معارف إلهى داشت حمل بر مجاز و كنايه و مانند آن مىشد و آياتى كه عالىترين و راقىترين معارف ربّانى را از خزانهء غيب خدا براى انسان به ارمغان مىآورد ، براى آنكه با فهم بسيط و عرفى تطبيق يابد ، با اين تصرّفها به سطح پائينى تنزّل مىيافت .
حضرت علّامهء طباطبائى رضوان الله تعالى عليه ، با استمداد از مقام ولايت كبرى و ملكوت قرآن ، اين قالبهاى كهنه را درهمشكست ، پرده از زيبائىها و شگفتىهاى قرآن برگرفت ، قرآن را كه در زنجيرهاى تعصّب و جهالت مهجور مانده بود آزاد ساخت و از ماء معين و عذب اين چشمهء نوش ، دلها را إحياء نمود .
در شأن و منزلت اين تفسير همان كلام حضرت علّامهء والد را بايد گفت ؛ ايشان در كتاب شريف مهرتابان مىفرمايند : « اين حقير روزى به حضرت استاد عرض كردم : هنوز اين تفسير شريف در حوزههاى علميّه جاى خود را چنان كه بايد ، بازنكردهاست ! و به ارزش واقعى آن پى نبردهاند ؛ اگر اين تفسير در حوزهها تدريس شود و روى محتويات و مطالب آن ، بحث و نقد و تجزيه و تحليل به عمل آيد و پيوسته اين أمر ادامه يابد ، پس از دويست سال ارزش اين تفسير معلوم خواهد شد .
در دفعهء ديگرى عرض كردم : من كه به مطالعهء اين تفسير مشغول مىشوم ، در بعضى از أوقات كه آيات را بهم ربط مىدهيد و زنجيروار آنها را با
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 579
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص٥٧٩