حضور و توجّه به حضرت حقّ بود و گاهى در ميان بحث و تدريس از خوف اينكه غفلتى از توجّه به حضرت پروردگار و سخنگفتن براى خداوند جلّجلاله بر او عارض شود ، سكوت ميفرمود . روش او در گفتار و كردار ، روش و طريقهء سيّدابنطاووس بود ، حتّى مانند سيّدابنطاووس حاضر به فتوادادن نشد و متصدّى هيچيك از امور رياست شرعى حتّى إقامهء نماز جماعت در خارج از منزل نگرديد .
آرى ، در فقه و اصول تقريرات استاد علّامهاش شيخ أنصارى را همراه با تحقيقات خود تدريس ميفرمود . و با برخى از خواصّ خود در منزلش نماز مىگزارد و جماعتى از مؤمنين را تربيت نمود و ايشان را از ظلمات جهل بيرون آورده و به نور معرفت بالله منوَّر نمود و در طريق سلوك إلى الله ايشان را ورزيده ساخته و با رياضات شرعى و مجاهدات عملى آنها را از هر پستى و دنيّهاى تطهير كرد تا جائى كه از عباد صالح خداوند گرديدند كه راه وى را پيموده و در مسير او قدم بر مىدارند .
هيچ كسى در عصر او براى اهل علم مفيدتر و نافعتر از او نبود ، اگر مىخواستند از طريق اهلبيت عليهم السّلام به تحصيل معرفت و سلوك إلى الله بپردازند ؛ چرا كه او وحيد عصر خود در علوم مراقبه و أدب عبوديّت بود . »
و در شرح حال عارف كامل و فقيه بلند مرتبه آية الله حاجّ سيّدأحمد كربلائى قدّس الله نفسه ميفرمايد :
أحَدُ العُلَمآءِ الرَّبّانيّينَ وَالفُقَهآءِ الاصوليّينَ والأساتِذَةِ المُدَرِّسينَ فى النَّجفِالأشرفِ اليومَ ، و هو عالِمٌ عابِدٌ زاهِدٌ ناسِكٌ ربّانىٌّ مُجاهِدٌ . لا أعرِفُ فى النَّجفِ - فَضلًا عَن غَيرِها - أفضلَ منهُ فىالمَعارِفِ وَ طريقِ السُّلوكِ إلَيها .
جَمعَ اللهُ فيهِ الحِكمَةَ العِلميَّةَ و العَمَليَّةَ فهو نورٌ يُستنارُ بِهِ و عَلَمُ هِدايَةٍ يُهتَدَى بِهِ ، زادَاللَهُ فى شَرَفِهِ وَ فَضلِهِ و نَفَعَ بِهِ المُجاهِدينَ السّالِكينَ بِمُحَمَّدٍ
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 577
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص٥٧٧