تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 578

مساهمون:

ص٥٧٨
وَ ءَالِهِ الطّاهِرينَ . « 1 » « يكى از علماى ربّانى و فقهاى اصولى و أساتيد و مدرّسين نجف‌اشرف در زمان ماست و او عالمى عابد و زاهدى ربّانى و مُجاهد است . هيچ‌كس را در نجف‌اشرف - چه رسد به غير نجف - أفضل از او در معارف و راه رسيدن به آن نمىشناسم . خداوند حكمت علمى و عملى را در او جمع نموده است و او نورىاست كه از شعاع آن ديگران منوّر گرديده و عَلَم هدايتى است كه به واسطهء او از گمراهى نجات يافته و هدايت مىشوند . خداوند بر شرف و فضل وى بيافزايد و به مجاهدين با نفس أمّاره كه راه خدا را مىپيمايند ، به واسطهء او نفع و رحمت برساند ، بمحمّد و آله الطّاهرين . » تأمّل در اين عبارات و نظائر آن كه در كتب تراجم در بيان أحوال مرحوم آخوند ملّاحسينقلى و شاگردان آن بزرگوار آمده ، همه حكايت از اين دارند كه اين فقيه و عارف فرزانه در سدهء گذشته مهمترين پايه و ركن در تحوّل معنوى حوزه‌هاى علميّه بوده و با درخشش ايشان ، بازگشت گستردهء حوزه‌هاى حكمت عملى و تهذيب نفوس به اين مجامع علمى رقم‌خورده‌است . آيا اين تفسير عظيم الميزان كه عرب و عجم ، مفسّر و محدّث ، فقيه و حكيم و عارف از شكوه و عظمت آن به شگفتى در مىآيند و حاصل تراوشات علمى و معنوى شاگرد و تربيت يافتهء مكتب جولا است ، خود سند محكم بر ماهيّت و حقّانيّت اين طريق نيست ؟ ! از صدر إسلام تا كنون ، شاگرد كدام‌يك از مكاتب معرفتى و صاحب سلسله اين‌گونه در اين اقيانوس عميق و بىكران قرآن به سياحت و غوّاصى پرداخته و اين غرائب لؤلؤ و مرجان را از آن صيد نموده است ! ! تفسيرى كه هنوز فضلاء و خواصّ از تقرير طريق استخراج و استنباط آن
هامش
( 1 ) . همان مصدر ، ج 2 ، ص 60 .