تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 571

مساهمون:

ص٥٧١
قسمت حوالتم به خرابات مىكند * هر چند كاين‌چنين شدم و آنچنان شدم من پير سال و ماه نيم يار بىوفاست * بر من چو عمر مىگذرد پير از آن شدم
دوشم نويد داد عنايت كه حافظا * بازآ كه من به عفو گناهت ضمان شدم » « 1 »
بارى ، اگر كسى به اين درجه از صفاى سرّ براى شناخت استاد نرسيده باشد ، بايد با بررسى و تأمّل در مدركات و مشاهدات و حالات و أعمال شخص به مقام و منزلت وى پى ببرد . اگر كسى از طريق تسلّط بر آيات و روايات و تحصيل علوم رسمى و ممارست با آثار عرفاء بالله به خصوصيّات و علائم انسان كامل و نشانه‌هاى هر مرحله از مراحل سير إلى الله واقف گرديده باشد ، ميتواند با پرسيدن مجموعه‌اى از سؤالات ، افق مدركات و واردات شخص را بشناسد و او را محك بزند . « 2 » و ميتواند با دقّت و موشكافى در حركات و سكنات و أعمال وى در
هامش
( 1 ) . روح‌مجرّد ، ص 29 . ( 2 ) . علّامهء والد قدّس‌سرّه در كتاب شريف روح‌مجرّد در شرح ديدار صديق مكرّمشان حضرت آية الله حاجّ سيّدابراهيم خسروشاهى در منزل حضرت آقاى حدّادمىفرمايند : « عرض كردم : شما كه طفل نابالغ و سفيه نيستيد كه شما را گول بزنند و گمراه كنند . به حمد الله و المنّه عالمى هستيد زحمت‌كشيده و سابقه‌دار ، و به قرآن و اخبار معصومين عليهم السّلام وارد ، و دروس حكمت را نزد استادنا العلّامة آية الله سيّد محمّد حسين طباطبائى مدّ ظلّه العالى خوانده‌ايد ، و شرح منازل السّائرين و شرح قيصرىّ بر فصوص‌الحكم و فتوحات‌مكّيّهء محيىالدّين عربى را كاملًا مىدانيد . با وجود اين مطالب ، از شما پذيرفته نيست كه بگوئيد : من گول مىخورم ، و يا وارد -
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 571 | السيد محمد صادق الطهراني