آن منتفى مىشود . و چون اين معنى بر بعضى مخفى ماندهاست ، عرفان و طريق معرفتى طائفهء عليّهء حضرات علّامهء والد ، آقاى حدّاد ، علّامهء طباطبائى ، آية الله العظمى حاج ميرزاعلى قاضى ، آية الله حاج سيّد أحمد كربلائى ، آية الله حاج ملّاحسينقلى همدانى ، آية الله سيّدعلى شوشترى ، و مرحوم جولا را فاقد اعتبار و هويّت دانستهاند ، زيرا مرحوم جولا به اعتراف صاحبان اين طريق مجهول بوده و اين سلسله منتهى به امام معصومى نشده و منقطع است ! و بر اساس اين توهّم زبان به اعتراض و جسارت به اين بزرگان گشودهاند .
عجبا ! بىانصافى و عدممروّت در قضاوت و داورى ، انسان را تا كجا از مرتبهء واقع و حقّ بدور مىاندازد ! يك نگاه كوتاه به بزرگانى كه از أعيان علماء طائفهء اماميّه و فضلاى عصر خويش بوده و در اين سلسلهء جليله قرار دارند ، براى إثبات حقّانيّت عرفان و طريق آنان كفايت مىكند ، علماء و فقهاى وارستهاى كه حتّى يك نقطهء إبهام و تاريك در حيات علمى و معنوى آنان به چشم نمىخورد و چون زر سرخ از هر ناخالصى و غشّى پاك و مبرّا هستند . شاگردانى كه در اين مكتب پرورش يافته و به طهارت مطلق رسيدند و نيز آثارى كه از خامهء آنان تراوش نمود و به عالم انسانيّت ارزانى شد ، خود بر حقّانيّت اين مكتب عرفانى ، شهادت صدق مىدهد .
مىگويند : هويّت مرحوم جولا مجهولاست ؛ هويّت و ماهيّت يكپارچه نور مرحوم جولا را ، در آئينهء هويّت و كمالات و مقامات آية الله سيّدعلى
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 574
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص٥٧٤