تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 568

مساهمون:

ص٥٦٨
راه شناخت استاد عامّ و پىبردن به كمال او حضرت پروردگار عزّاسمه ، أولياء و محرمان أسرار و بارگاه قدس خود را به حكم أَوليآئى تَحْتَ قِبابى لايَعْرِفُهُمْ غَيْرى « 1 » در حجاب أوصاف بشرى مستور و از ديد خلائق پنهان ساخته‌است ؛
لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ
. ولى در أثر مجاهده و مراقبه ، خداوند « گوهر فرقان » را به انسان عطا كرده كه در تابش نور آن ، نه‌تنها حقّ از باطل متمايز و معلوم ميگردد ، بلكه مراتب حقّ نيز قابل تمييز است . و در فروغ آن مىتوان به صفاى سرّ ديگران پىبرد . و لذا حضرت علّامهء والد رحمة الله عليه مىفرمودند : اگر كسى أهل مراقبه و مجاهده و صاحب ضمير روشن و صفاى سرّ باشد ، در أثر مجالست و همنشينى نزديك ، از طريق باطن ميتواند بر كمال استاد واقف شده و استاد عامّ را بشناسد . و نيز در شرح رسالهء سير و سلوك منسوب به بحر العلوم مىفرمايند : « اگر ذاكر به مقام طهارت رسيده باشد و ضميرش از آلودگىها پاكيزه گشته باشد و داراى مرتبهء عظيم از ذكر باشد ، ميتواند با توجّه به حقيقتِ شخصى ، دريابد كه آيا او استاد عامّ و قابل دستگيرى است يا نه ؟ زيرا با توجّه به حقيقت ، درجه و ميزان آن شخص ، براى شخص متوجّه معلوم ميگردد . و أمّا اگر ذاكر به مرتبهء طهارت نرسيده و صاحب مرتبهء ذكر عظيم نشده است ، چون با نظر آلودهء خود ، توجّه به شخصى كند ، در أثر ممارست ، صورت آن شخص در ذهن ذاكر نقش بندد و در أثر محبّت و انتقاش صورت مذكوره ، او را شخص كامل تلقّى مىكند و مىپندارد ، درحالىكه ممكن است شخص مذكور كامل نباشد بلكه از أبالسه و قُطّاع طريق راه خدا باشد . يا مثلًا اين ذاكر آلوده‌ذهن ، به يكى از أولياى حقّهء خدا ، نظر و توجّه كرده و
هامش
( 1 ) . مرصادالعباد ، ص 226 .
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 568 | السيد محمد صادق الطهراني