خلوت و جلوت و حضر و سفر و مواقع امتحان و مزالّ أقدام ، كشف كند كه آيا در آن شخص شائبهاى از هوى و حبّنفس و تمايل به غير حضرت حقّ وجود دارد ، يا اينكه شراشر وجودش فانى در حضرت حقّ گرديده و عين و أثرى از خود ندارد ؛ و البتّه إحراز اين امر در نهايت صعوبت است .
و اگر كسى دستش از همهء اين امور كوتاه بود ، چنان كه در رسالهء لبّاللباب مرقوم فرمودهاند « 1 » بايد با توكّل به حضرت حقّ جلّاسمه و سپردن خود به وى پس از فحص و تحقيق در حدّ وسع خويش ، قدم در راه نهاده و به كسى كه احتمال مىدهد به فوز لقاءالله و مقام فناء رسيده يا از سوى ولىّ كاملى مأذون است ، دست ارادت داده و از او در امورى كه موافق با ظاهر شرع أقدس است ، پيروى نمايد ؛ در اين صورت بهمقتضاى :
وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ ،
« 2 »
وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً
*
وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ
هامش
- در ورطهاى مىشوم كه اميد رهايى نيست ! كسى كه شما را مجبور نمىكند و بر تسليم به محضر ايشان وادار نمىكند . شما بيائيد مثل يك شخص عادى با كمال آزادى مشكلات خود را بپرسيد ، ببينيد ميتواند حلّ كند يا نه ؟ ! ايشان را در قدرت توحيد و وصول به أعلى درجهء يقين امتحان كنيد ؛ ببينيد آيا آنچه خواندهايد و شنيدهايد ، در ايشان كه يك نفر مرد عادى آهنگر نعلبند است مىيابيد يا نمىيابيد ؟ !
. . . اين مرد ، مردىاست كه در علوم عرفانيّه و مشاهدات ربّانيّه ، استاد كامل و صاحبنظراست ؛ بسيارى از كلمات محيىالدّين عربى را ردّ مىكند و به اصول آنها اشكال مىنمايد و وجه خطاى وى را مبيّن مىنمايد . شما از مشكلترين مطالب منظومهء حاجى و أسفار آخوند و غامضترين گفتار شرح فصوصالحكم و مصباحالأُنس و شرحفصوص از وى بپرسيد ، ببينيد از چه افقى مطّلع است و پاسخ مىدهد و صحّت و سقم آنها را مىشمارد ؟ ! » ( روحمجرّد ، ص 123 )
( 1 ) . رسالهءلبّاللباب ، ص 138 .
( 2 ) . آيه 69 ، از سورهء 29 : العنكبوت .