تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 573

مساهمون:

ص٥٧٣
لا يَحْتَسِبُ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ .
« 1 » خداوند راه حقّ را به او نشان داده و از آفات و خطرات طريق مصون و محفوظ خواهد داشت . سلسلهء عرفانى مرحوم علّامهء والد بارى ، حضرت پروردگار ميراث عظيم توحيد و دولت معرفت را ، گاهى از طريق يكى از مشايخ طريق كه سلسلهء آنها به يكى از معصومين ختم مىشود ، به بندگان قابل و مستعدّ خود عطا مىكند و گاهى إعطاى اين موهبت عظيم بدون واسطه است . و بايد دانست كه سلسلهء مشايخ طريق وجوداً و عدماً دلالت بر كمال و نفى آن ندارد و محافظت مشايخ سلف بر سلسله و ذكر آن ، بيشتر جهت جدار امنيّتى داشته ، تا طريق هدايت را حتّىالإمكان از شياطين إنسى و دزدان طريقت مأمون و محفوظ دارند ، و إلّاكم نبوده و نيستند كسانى كه صاحب سلسله بوده ولى از صراط مستقيم عدول كرده و در جرگهء أبالسه درآمده و حدود و ثغور شريعت و طريقت را شكسته و عمر بسيارى از طالبين لقاء پروردگار را به هدر داده و تضييع نموده‌اند ! و بالجمله ، وجود سلسلهء متّصل مشايخ طريقت به امام عليه‌السّلام براى إثبات حقّانيّت و جواز دستگيرى ، موضوعيّت ندارد و تنها طريقىاست براى آسودگى خاطر سالكين از راهزنان « 2 » و در صورت حصول أمن از خطر ، ضرورت
هامش
( 1 ) . ذيل آيه 2 و قسمتى از آيه 3 ، از سورهء 65 : الطّلاق . ( 2 ) . مرحوم شمس‌الدّين محمّد لاهيجى ، شارح گلشن‌راز در بيان اجازهء ارشاد خود از سوى سيّد محمّد نوربخش ميفرمايد : « طريق أكابر طريقت كه مرشدان‌كاملند ، آنست كه چون مريد با إخلاص را به خدمت و عُزلت و خلوت و صحبت كه أركان أربعهء طريقت است ، تربيت فرمودند و آن مريد به كمالى كه لايق و در خورد استعداد فطرى خوداست ، رسيد و مىخواهند كه به اشارت إلهى او را به دعوت خلق و إرشاد مشغول سازند ، البتّه اجازهء إرشاد كه لايق كمال او باشد ، جهت وى مىنويسند ، تا طالبان قابل بدانند كه دعوت و إرشاد او به اشارت إلهى و أمر كاملى است ؛ نه آنكه مانند شيخان متصنّع به هواى نفس و حبّ جاه مىخواهد كه خود را شيخى سازد و او را مريدان و تابعان باشند . ( مفاتيح‌الإعجاز ، ص 586 )