نشستهاند مىبيند و از طرفى اگر پرده از خطاهاى وى برداشته شود تحمّل ننموده و دست خود را از دست استاد كشيده و در گرداب جهل و ظلمت فرو مىرود . در اين حال استاد با شرحصدر و تحمّل اين رنج تلخ كه آرام و قرار را از او مىگيرد ، بايد با اين شاگرد مماشات كند ، به اميد آنكه لطف و عنايت خدا او را دريابد و از درِ انقياد و مطاوعت وارد شده و درد و تعب علاج خود را بپذيرد .
براى اين كه استاد بايد ، بر پايهء صلاح و مصلحت شاگرد عمل نموده ، نه موافق ميل و خواهشهاى نفسانى او . كراراً اين مثال را مىزدند ، مىفرمودند :
دستگاه گوارش كودك ، قدرت و تحمّل هضم غذاى سنگين مانند نخود و لوبيا را ندارد و او را بيمار و مبتلاى به سوءهاضمه مىكند . لذا پدر و مادر از روى شفقت و دلسوزى كه به ميوه و پارهء تن خود دارند ، او را از اين نوع غذاها منع كرده و برحذر مىدارند . طفل ناراحت شده گريه سرمىدهد . أمّا والدين در برابر خواهش او تسليم نمىشوند ؛ پس مهربانى هميشه در إعطاء و موافقت نيست بلكه گاهى در منع و مخالفت است . و نيز گاهى به مريضى مثال مىزدند كه مبتلا به تب روده است ، مىفرمودند : در برخى از حالات خوردن هر غذائى براى اين مريض مضرّ است و او تمايل وافرى به خوردن غذاهاى لذيذ دارد ، ولى طبيب مانع ميگردد و منع او عين شفقت و مهربانى مىباشد .
مىفرمودند : ولىّخدا تا حدودى ميتواند مماشات كند كه آن عبد و بندهء خدا منحرف نشود و در جهنّم سقوط نكند ، و گرنه استاد ديگر مماشات نكرده و دست تربيت و تولّى خود را از سر او برمىدارد و او در ظلمات فرو مىرود . چون برزخى بين نور و ظلمت نيست و تا شاگرد در جادّهء نور قدم برمىدارد ، استاد وى را رها نخواهد كرد و در حقيقت شاگرد با تمرّد خود ، نفسش را به تهلكه افكنده و از ماء حيات محروم نمودهاست .
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 567
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص٥٦٧