تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 550

مساهمون:

ص٥٥٠
خسته و فرسوده ساخته و ميل و اشتياق انس با عوالم تجرّد را از انسان گرفته و او را در همين عالم زنجير مىكند رها كرده ، از اين وجود موهوم و مجازى و نيز از إضافاتى كه در خود مىبيند مجرّد شود ، و در برابر أوامر و نواهى حضرت پروردگار و كلمات پيامبرأكرم و أئمّه عليهم الصّلوة و السّلام زانو زده و خود را عبد محض ببيند . مىفرموند : ميزان ، اطاعت و تسليم است ، و خدا با كسى قوم و خويشى ندارد ! كريمهء :
تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ ،
« 1 » ريشهء تمام أوهام و تخيّلات باطل را سوزانده و تمام مراتب از عاقبت و حُسن مآب را براى پرهيزگاران إثبات مىكند . با أنانيّت و استكبار ، راه بر كسى باز نخواهد شد بلكه بايد آن را در كورهء مجاهدت و رياضت ذوب نمود ؛ و الّا طغيان و تعدّى از مقام عبوديّت مساوى با سقوط است گرچه سالك راه‌رفته‌اى باشد . مرحوم حدّاد مىفرمودند : انسان بايد طوعاً تسليم شود و الّا كرهاً تسليم خواهد شد . آرى ، اين دعواى استقلال و رؤيت نفس كه مانع از مشاهدهء جمال حضرت أحديّت مىشود را بايد در ميان شعله‌هاى آتش عشق و محبّت به حضرت پروردگار سوزاند و با عزّت و كرامت بر حضرت پروردگار وارد شد ، و إلّا روزى آتش قهر و كبرياى حضرت حقّ اين پردهء پندار را از مقابل ديدگان بصيرت كنار زده و انسان به عجز و فقر و نيستى خود اعتراف مىكند . اين معنى را مرحوم شرف‌الدّين مجذوب‌تبريزى از علماء قرن يازدهم هجرىقمرى ، در ضمن أبياتى خوش سروده‌است ؛ نفس را كه دائماً در صدد
هامش
( 1 ) . آيه 83 ، از سورهء 28 : القصص : « ما سراى آخرت را براى كسانى قرار مىدهيم كه نه إرادهء علوّ و برترىجوئى در زمين دارند و نه خواهان فسادند . »