تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 549

مساهمون:

ص٥٤٩
پس از گذشت دو ماه ، اين آقا خواست خود را دوباره مطرح نمود . حضرت علّامه ، با اينكه ايشان طلبه نبود فرمودند : به ايشان بگوئيد : كت بلندى كه تا پائين زانوى ايشان را بگيرد پوشيده و شب‌كلاه نيز بر سر بگذارد . حقير كه پيام علّامهء والد را به ايشان رساندم گفت : چشم ! به خيّاطى سفارش مىدهم تا بدوزند . حضرت آقا فرمودند : اگر ايشان را با شب كلاه و كت بلندى كه يك وجب از زانو پائين‌تر است ، ديديد به من بگوئيد ! بعد از گذشت سه‌ماه آن آقا را در حرم‌مطهّر با شب‌كلاه و كت بلند ديدم ، البتّه كتى كه تا پائين زانوى ايشان نبود ؛ لذا از بيم اينكه مبادا حضرت علّامهء والد ايشان را با حدّت و تندى از خود طرد كنند ، وقتى از بنده پرسيدند خدمت ايشان إجمالًا عرض كردم : آقاجان ، ايشان كت بلند پوشيده‌اند ! والد معظّم تأمّلى كرده و فرمودند : باز هم صبر و تأمّل كنيد ! دوماه ديگر گذشت و ايشان را دوباره ديدم و درخواست خود را دوباره تكرار كردند و گفتند : كت بلند پوشيدم و شب‌كلاه نيز بر سر گذاشتم ! پس از مدّتى علّامهء والد فرمودند : به ايشان بگوئيد : در سيروسلوك ، ارادت شرط است ؛ شرط تأثير ذكر إرادت است ، و شما به حقير إرادت نداريد . و بنده عين اين پيغام را به ايشان رساندم . حضرت علّامهء والد قدّس الله نفسه الزّكيّه حركت سالك از عالم طبع به قصد عالم توحيد را تشبيه به حركت كوهنوردى مىكردند كه قصد صعود از كوه و فتح قلّهء آن را دارد . آن كوهنورد ، تنها أسباب و لوازم ضرورى را با خود همراه مىكند ، و زاد و توشهء خود را كم‌حجم أمّا پر قوّت مانند خرما و قند انتخاب مىكند تا بار او سبك بوده و مانع از سير سريع و صعود او نشود . همينطور سالكى كه مىخواهد بر فراز عالم نور ، لِواى توحيد و « لا إله إلّاالله » را به اهتزاز در آورد نيز بايد سبكبار باشد . بايد علائق نفسانى و بارهاى سنگين را كه جان را