تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 552

مساهمون:

ص٥٥٢
بودند گاهى مىگفتند : ما نماز شب مىخوانيم ، ذكر مىگوئيم ، همهء دستورات را اطاعت مىكنيم ، ولى محبّت خدا در دلمان طلوع نمىكند ؛ چه بايد بكنيم ؟ علّامهء والد مىفرمودند : محال‌است كه كسى مراقبه داشته باشد و محبّت خداوند در دلش نيايد ؛ ولى بايد مراقبه كامل باشد ، و نماز شب و ذكر و سائر دستورات را به همان نحو كه دستور داده شده بجا آورد . اطاعت مطلقه و تبعيّت محض از استاد مىفرمودند : از آفات مهمّى كه دامنگير سالكين مىشود ، تبعيض در دستوراتى است كه استاد به ايشان إلقاء مىكند . يعنى سالك از روى رأى و اجتهاد ناقص خود ، استكبار ، تكاهل و سستى ، و يا به هر دليل ديگرى خود را به بعضى از أوامر و نواهى ملتزم كرده و از التزام و عمل به بعضى ديگر سرباز مىزند . و در نهايت كه به نقص خود واقف شده و مىبيند كه راهى نپيموده است ، از استاد و مربّى دلگير شده و او را مؤاخذه مىكند و از تقصير خود غافل است . مثلًا سالكى « ذكر » را با آداب آن بجا مىآورد ، ولى شرط « نفى خواطر » هنگام ذكر را رعايت نمىكند . ذكر بدون نفى خواطر ، همچون عكسىاست كه روى آب موّاج و متحرّك بيفتد ؛ تا آب آرام و ساكن نشود ، جمال خورشيد را نمىتوان در آن مشاهده كرد . هنگام ذكر ، نفس بايد آرام و ثابت باشد تا ذكر در آن تثبيت شود . بنابراين ، اين سالكى كه ذكر حضرت پروردگار را با انبوهى از خواطر بجا مىآورد ، چگونه انتظار تأثير و حركت دارد ؟ چگونه طالب معرفت نفس است با اينكه تأثير أذكار در قلب و إزالهء حُجب نفس ، متوقّف بر نفى خواطر و خيالات است ؟ ! سالك بايد همهء دستورات را به كمال و تمام انجام دهد ؛ صمت ، جوع ، سهر ، عزلت و ذكرى به دوام ، همه را رعايت نموده تا در نفس او تأثير گذارد و او را به عوالم بالا سوق دهد .
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 552 | السيد محمد صادق الطهراني