تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 553

مساهمون:

ص٥٥٣
اگر از سالكى ، فقط تهجّد و بيدارى شب - كه جزء دستورات أربعين او بود - گاهى ترك مىشد مىفرمودند : اين أربعين كَأن لَم يَكُن است ! بايد از نو أربعين بگيرد و تكرار كند ! بدون بيدارى شب دستورات ديگر أصلًا أثر ندارد .
سعى نابرده در اين راه به جائى نرسى * مزد اگر مىطلبى طاعت استاد ببر « 1 »
بايد دانست كه استاد كامل در فاعليّت خود تامّ بوده و در بلوغ عرفانى تلامذه‌اى كه در حجر تربيت خود گرفته اهتمام نموده و از هيچ امرى دريغ نمىكند ؛ اين سالك‌است كه بايد با همّت بلند و مجاهدت و پيروى تامّ از ارشادات شيخ خود ، رنج و تعبى را كه در تهذيب او متحمّل مىشود هدر ندهد . و لذا كمال شاگرد ، إنّاً كاشف از كمال استاد و شيخ اوست ولى از آنجا كه نقص استاد ، لازم مساوى يا أعمّ از نقص سالك نيست ، از نقصان شاگرد نمىتوان به عدم كمال استاد پى برد . حضرت علّامه والد معظّم رحمة الله عليه يك‌بار مىفرمودند : سالكينى كه به مقصد نرسيده و از مشرب تحقيق عرفان ، إشراب نشده‌اند به خاطر قصور ما نيست ، ما وظيفهء خود را نسبت به مشتاقان انجام داده‌ايم ، بقيّهء راه با خود سالك‌است كه عمل كند تا به مطلوب خود برسد . و نظير اين كلام را حضرت آقاى حدّاد نيز بيان مىفرموده‌اند . راه تحصيل معرفت نفس و بالملازمه عرفان به مقام حضرت پروردگار ، اندكاك و فناء نفس بوده و مقوّم آن عبوديّت ، ذلّ بندگى و مخالفت با هواى نفس است . بايد از عبادت و بندگى صنم نفس دست كشيد و وجههء دل را بسوى خدا نمود . بعضى به خدا ، امام عليه‌السّلام و أولياى او ، محبّت مىورزند ، أمّا اين
هامش
( 1 ) . ديوان‌حافظ ، ص 113 ، غزل 256 .