پروردگار است كه هستى سالك را مندكّ مىكند ، و اگر عنايت حضرت حقّ و سايهء لطيف استاد نباشد چه بسا سالك بالمرّه بسوزد .
بارى ، سالك اگرچه قابليّت محضه باشد أمّا انكشاف عوالم توحيدى و عبور از عالم نفس و دلكندن از عجائب و زيبائىهاى آن ، تنها به مدد و يارى استاد است . حضرت علّامهء والد قدّسسرّهالشّريف دربارهء مرحوم آية الله حاج شيخ حسنعلى نخودكى رحمة الله عليه مىفرمودند : ايشان در راه خدا بسيار مجاهدت نموده و رياضتهاى شرعى كشيده بودند . گاهى يكشب را با ركوع صبح نموده و گاهى يكشب را با سجده سرمىكردند . البتّه ايشان بههمان مقدار كه زحمت كشيدهاند ، حظّ و بهرهء خود را بردهاند ؛ ولى اگر استاد كاملى چون مرحوم قاضى و يا مرحوم حدّاد مىيافتند مسلّماً به عالم توحيد راه يافته و وارد حرم أمن إلهى مىشدند ! مرحوم نخودكى در أواخر عمر خود به اين معنى تفوّه كرده بودند كه بعد از مرحوم استادشان حاج محمّد صادق تختهفولادى ، دنبال كسى هستند كه از ايشان دستگيرى كند !
اندرين ره گر ندارى پيشوا * كى ز وصل دوست گردى با نوا
در طريقت گر ندارى راهبر * كى خبريابى ز حقّ اى بىخبر « 1 »
بنابراين ، مريد آخرت و طالب لقاء را چارهاى از پىجويى انسان كامل براى دستگيرى از او نيست ؛ چرا كه اين كيمياى استاد است كه مس وجود را زر كرده و گوهر نفس را آنچنان كه لايق دست سلطان است ، تراش مىدهد .
حضرت علّامهء والد كراراً از مرحوم قاضى نقل مىفرمودند : « اگر انسان ثلث آخر عمر را هم به استاد برسد ، به مقصودش رسيده است ! » و نيز در شرح رسالهءسيروسلوك از ايشان نقل فرمودهاند : « كسى كه به استاد رسيد ، نصف راه را
هامش
( 1 ) . مثنوى أسرارالشّهود ، ص 106 .