تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 543

مساهمون:

ص٥٤٣
مضافاً بر آنچه گذشت ، استاد ، سير سالك را سريع كرده و او را از وقوف در منازل و اشتغال به عجائب و شگفتىهاى آن باز مىدارد ، و از برخى كريوه‌هاى صعب‌العبور كه به تنهائى توان عبور از آن را ندارد عبور مىدهد . و از آنجا كه سينهء أولياى إلهى ، منزل و مهبط علوم و أسرار إلهى است ، نفس مصاحبت و مجالست با آنان انسان را در إدراك اين نوع از رحمت رحيميّهء خداوند سهيم مىنمايد ، و او بر ظرائفى از علم توحيد اطّلاع مىيابد كه به تنهايى هرگز بدانها دست نخواهد يافت . نفس عارف ، چون درياى عظيمىاست كه سالك را از تمام كدورات و آلودگىها پاك مىكند ، و از اينجاست كه بعد از همنشينى با آنان ، انسان در وجود خود ، علم و طهارت و انبساط روحانى خاصّى را در مىيابد ؛ و لَنِعمَ ما قالَ الحافظُ عليهِ الرّحمةُ و الرّضوان : سمن‌بويان غبار غم چو بنشينند ، بنشانند . « 1 » چنان كه گذشت پيامبر أكرم صلّى الله عليه و آله وسلّم در بيان أوصاف و خصائص أولياءحقّ به أبىذرّ غِفارى ميفرمايد : يَجْلِسُ إلَيْهِمْ قَوْمٌ مُقَصِّرونَ مُثَقَّلونَ مِنَ الذُّنوبِ ، فَلا يَقومونَ مِن عِنْدِهِمْ حَتَّى يَنْظُرُ اللَهُ إلَيْهِمْ فَيَرْحَمُهُمْ وَ يَغْفِرُ لَهُمْ ذُنوبَهُمْ ؛ لِكَرامَتِهِمْ عَلَى اللَهِ . « 2 » « مردمانى كه در طريق عبوديّت و بندگى كوتاهى كرده و پشت آنان از بار
هامش
( 1 ) . ديوان‌حافظ ، ص 64 ، غزل 140 . ( 2 ) . التّحصين و صفات العارفين ، ص 25 .