تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 534

مساهمون:

ص٥٣٤
و آنچنان جذّاب و دلنشين لزوم اخلاص و پرهيز از دواعى نفسانيّه را در عبادات و مجاهدات ، بيان مىفرمودند كه از طرفى بالعيان خود را تهيدست ديده و فاتحهء عبادتهايمان را مىخوانديم ؛ و از طرفى مطالب ايشان شوق و رغبت در تحصيل خلوص و إخلاص و تصحيح عبادات و معاملات با حضرت حقّ را در دل‌ها بر مىانگيخت . گاه مىشد كه به كسى مىفرمودند : بايد به مستحبّات كاملًا عمل كنى ، و به شخص ديگرى مىفرمودند : مستحبّات مطلقاً براى شما ضرر دارد و حتّى نوافل را نبايد بخوانى . نوعاً به افراد دستور مىدادند كه در ماه سه‌روز روزه بگيرند ؛ گاهى برخى اصرار مىنمودند كه اجازه‌بفرمائيد تمام ماه را روزه بگيريم ولى ايشان اجازه نمىفرمودند . مىفرمودند : نوع أفرادى كه عبادت مىكنند ، نماز مىخوانند ، روزه مىگيرند ، حجّ و عمره بجاى مىآورند ، در واقع دنبال نفس و أميال و حظوظ آن مىباشند . نفس‌است كه ميل و علاقهء به نماز دارد و از آن لذّت مىبرد ، أمّا وقتى اين نماز را در بوتهء نقد مىگذارى و تحليل مىكنى در مىيابى كه لِلّه نبوده و صبغهء خدايى ندارد بلكه خود را عبادت‌كرده‌است . دور خانهء خدا طواف مىكند أمّا فىالواقع نفس خود را مطاف قرار داده و به دور آن ميگردد و لذا در كمال او تأثيرى ندارد . از سالكانى كه عبادات و معاملات آنان فاقد روح و إخلاص بوده تمثيل به « حمار آسياب » مىنمودند . « 1 » مىفرمودند : حال اينان حال آن چهارپاست كه او را به سنگ‌آسيا بسته و چشمانش را پوشانده‌اند و از صبح تا به شب ، پيوسته دور
هامش
( 1 ) . اين تمثيل را ايشان از كلام أميرالمؤمنين عليه‌السّلام : المُتَعبِّدُ عَلَى غَيرِ فِقهٍ كَحِمارِ الطّاحونَةِ يَدور و لا يَبرَحُ أخذ نموده‌اند . ( بحارالأنوار ، ج 1 ، ص 208 ، ح 10 )