استواراست ؛ و إخلاص ضدّ إشراك است . يعنى سالك بايد عمل و قلب خود را از شوائبى چون حبّ جاه و مال ، حظوظ نفسانى و انگيزههاى ديگر كه عمل را لوث و قلب را در بند حجاب كثرت ، حبس مىكند و مانع از دستيابى به حقيقت مىشود ، پاك گرداند . و تا اين مهمّ به انجام نرسد ، قلب سالك استعداد و قابليّت تابش و انعكاس أنوار جمال و جلال إلهى را نخواهد داشت ؛ و هرگاه طمع در لقاء حضرت أحديّت كند ، دست ردّ بر سينهء او زنند .
قلب اندودهء حافظ برِ او خرج نشد * كاين مُعامل به همه عيب نهان بينا بود « 1 »
و لذا امام صادق عليهالسّلام در شأن گوهر إخلاص ميفرمايد :
إذا أَدْرَكَ ذَلِكَ فَقَدْ أَدْرَكَ الْكُلَّ ، وَ إذا فاتَهُ ذَلِكَ فاتَهُ الْكُلُّ . « 2 »
« هر كس به مرتبهء إخلاص برسد ، به همهء خوبىها رسيده است ؛ و هر كس كه اين توفيق از او فوتشد ، همهء خيرات را ازدستدادهاست . »
و در جاى ديگرى ميفرمايد :
ما أَنْعَمَ اللَهُ عَلَى عَبْدٍ أَجَلَّ مِنْ أَنْ لايَكونَ فى قَلْبِهِ مَعَ اللَهِ عَزَّوَجَلَّ غَيرُهُ . « 3 »
« خداوند بر هيچ بندهاى نعمتى بزرگتر از اين عطا ننموده است كه در قلب او با خداوند غير او وجود نداشته باشد . »
بنابراين در سلوك إلى الله ، عبادت خالص مطلوب بوده و آنست كه سالك را در مسير فناء و اندكاك نفس حركتمىدهد ، نه عبادات و أعمالى كه با انگيزههاى نفسانى بوده و صرفاً مايهء تورّم و غلظت حجاب نفس مىشود .
بارى ، حضرت علّامهء والد قدّسسرّه إخلاص را معيار ارزش عمل دانسته
هامش
( 1 ) . ديوانحافظ ، ص 107 ، غزل 242 .
( 2 ) . مصباحالشريعة ، ص 335 .
( 3 ) . مجموعة ورّام ، ج 2 ، ص 108 .