تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 530

مساهمون:

ص٥٣٠
مىفرمودند : اين عمل بدعت است ، و مُشيّع بايد عقب جنازه حركت كند . سيرهء عملى آن بزرگوار در برابر تمام أحكام و روايات وارده از أهل‌بيت عليهم السّلام اين گونه بود و مىفرمودند : « اگر حكمى از أحكام يا مفاد روايتى ، خوشايند نفس نبود و يا با عقول ناقصهء ما مطابقت نداشت ، نفس را بايد در برابر آن به زمين زد و له كرد ، نه آنكه از عمل به آنچه در متن دين آمده عدول نمود . » و براى اين امر شواهد و نمونه‌هاى بسيارى هست كه إن شاءالله در بخش سيرهء عملى ايشان ، بدان اشاره خواهد شد . مىفرمودند : « برخى گمان مىكنند كه سير و سلوك إلى الله ، صرف شركت در مجالس ذكر و مداومت بر أذكار و أورادى است كه از استاد و مربّى خود تلقّى كرده‌اند ؛ و با وجود اينكه سالهاست كه در مضمار و ميدان مجاهدهء با نفس قدم گذاشته‌اند ، هنوز حركتى نكرده و در همان عالم طبع محبوس مانده‌اند . غافل از اينكه سيروسلوك ، رعايت و مواظبت بر دقائق و ظرائف أدب عبوديّت و تعامل با موجودات عالم هستى است . سيروسلوك إلىالله انطباق متن زندگى با شريعت محمّديّه صلوات الله عليه و آله است يعنى جميع أحوال و أطوار زندگى ، از فردى تا اجتماعى ، از ارتباط با عيال و فرزند و تدبير امور منزل تا ديگر امور را بر أساس دين تنظيم كرده و حقوق هر يك را به نحو أتمّ و أكمل أدا كند . و لذا به بهانهء سير و سلوك نمىتوان از حقوق ديگران چيزى را فرو گذار كرد . » در روايت‌است‌كه : روزى سلمان محمّدى رضوان الله تعالى عليه براى ديدار أبىالدّرداء به منزل او آمد ، در برخورد با امّ أبىالدّرداء كه ژوليده و پريشان بود علّت را جويا شد ، امّ أبىالدّرداء در پاسخ گفت : برادرت أبوالدّرداء ، اعتنائى به دنيا و امور آن ندارد ! وقتى أبوالدّرداء به منزل آمد ، به سلمان خوش‌آمد گفت و طعامى را نزد او گذاشت . سلمان گفت : خود نيز بخور ! وى از خوردن امتناع كرد و گفت : من روزه هستم . سلمان او را سوگند داد و گفت : تا از اين طعام تناول