تعبّد به شريعت
قال عزّ من قآئلٍ :
وَ مَآ ءاتَيكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نَهَيكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا . « 1 »
رسيدن به كمال و انكشاف أنوار جمال و جلال حضرت پروردگار ، جز از شاهراه عبوديّت و گردننهادن در برابر أحكام شريعت غرّاى محمّدىّ ، ممكن نيست . و اين معنى بهوضوح از حديث « قرب نوافل » و « قرب فرائض » دانستهمىشود . در طريق كمال و عبوديّت ، « شريعت » تنها راه و گذرگاه أمن براى وصول به « حقيقت » بوده و حقيقت مطلوب جز از طريق شريعت حاصل نمىشود . و سالك راه حقّ ، تمام أفعال و أحوال و آنچه از خواطر بر قلب او وارد مىشود را بايد با ميزان كتاب و سنّت محك زده و حقّ را از باطل جدا كند . و به تعبير حضرت آقاىحدّاد رضوان الله تعالى عليه : الشَّريعَةُ مِن غَيرِ حَقِيقَةٍ فغيرُ مَقبولٍ ؛ و الحَقيقَةُ مِن غَيرِ شَريعَةٍ فغَيرُ مَحصولٍ . « 2 » مَن لَميَزِنْ أفعالَهُ و أحْوالَهُ فى
هامش
( 1 ) . قسمتى از آيه 7 ، از سورهء 59 ، الحشر : « آنچه را كه پيغمبر به شما مىدهد بگيريد ، و از آنچه نهى مىكند اجتناب ورزيد . »
( 2 ) . روحمجرّد ، ص 474 : « شريعت بدون حقيقت مقبول نيست و حقيقت بدون شريعت حاصل نمىگردد . هر كس افعال و احوال خويش را در هر زمان با كتاب وسنّت نسنجد و در صدق و صحّت خواطر خود ترديد ننموده و به آن بدگمان نباشد ، او را از مردان خدا مشمار . »