نورانيّت آن حضرت متّصل نمودهاند ، ولى در عصر غيبت آن حضرت دستشان به هيچيك از أولياء كامل نرسيده و نتوانستهاند از پرتو وجود ايشان فيض بگيرند .
اين گروه از فيوضات نفس مقدّس آن حضرت بهرهمند بوده و از حقيقت ولايت استمداد جسته و به سوى خداوند متعال در حركتند ، گرچه در عصر غيبت بهرهء ايشان از نور ولايت حضرت در پيمودن راه خدا مانند كسى است كه از پشت ابر از نور و گرما بهره مىبرد . و لذا پيمودن راه خدا براى اين سلّاك بسيار مشكل و رسيدن به مقصد بسيار بعيد بوده و در عقبات و كريوههاى راه به مشكلات زيادى برخورد مىكنند و غالباً به جهت صعوبت طريق در برخى منازل متوقّف مىگردند .
با اين وجود در روايات متعدّدى به اين دسته از سالكين وعده داده شده كه خداوند ايشان را در سايهء اخلاص و صدق و استقامت و ايمان به غيب به درجات بلندى مىرساند و بهرههاى معنوى شايانى نصيب ايشان خواهد شد . « 1 »
ظهور امام عصر عجّل الله فرجه الشّريف براى اين دسته از سلّاك ، هم بركات ظاهرى و هم بركات باطنى بسيارى دارد . چون با ظهور آن حضرت و اتّصالشان به آن وجود مقدّس استفاضهء باطنى نيز كامل شده و بهرههاى معنوى ايشان تامّ و تمام ميگردد .
دستهء چهارم : سالكينى مىباشند كه توفيق تشرّف به محضر يكى از أولياء كامل را يافتهاند و با نائبان آن حضرت كه به عالم ولايت و توحيد راه يافته و صاحب مرتبهء ارشاد و دستگيرى مىباشند بيعت نمودهاند . و از آنجا كه حقيقت
هامش
( 1 ) . بحارالأنوار ، ج 52 ، ص 123 ، ح 6 ؛ و ص 143 تا ص 145 ، ح 61 و 66 ؛ و ص 149 و 150 ، ح 76 .