ولايت تعدّدبردار نيست و نفس همهء أولياء خدا كه به مرتبهء فعليّت تامّه رسيدهاند ، همان صراط مستقيم است ، اتّصال به ايشان عين اتّصال به امام عليهالسّلام است و اين سالكين در واقع جان خود را به كانون حيات امام عليهالسّلام پيوند زدهاند و در مقام روحانيّت متّصل به آن حضرت بوده و در مقام معيّت با ايشان مىباشند و راه خدا برايشان گشوده شده و در صورت إطاعت و تسليم در عقبات و كريوهها متوقّف نمىشوند .
سالكى كه به يكى از أولياء خدا دست يافته باشد ، براى او از حيث فيوضات باطنيه و باز شدن راه غيبت معنى ندارد ؛ يعنى هميشه در حال حضور و ظهور است . حال اين سلّاك حال سلّاكى است كه در عصر حضور أئمّه عليهم السّلام بودهاند ولى چون حكومت ظاهريّهء حضرت ولىّعصر أرواحنا له الفداء بر پا نبوده ، از آثار ظاهريّهء حكومت حقّهء آن حضرت بهره نداشتهاند ، أمّا از جهت إمكان سير بهسوى خداوند متعال و طىنمودن مدارج كمال و قرب به حضرت حقّ با سالكين عصر ظهور امام عصر عجّل الله تعالى فرجهالشّريف تفاوتى نداشتهاند ؛ و لذا انتظار و شوق اين دسته از سلّاك نسبت به ظهور آن حضرت عمدةً از جهات ظاهريّه بوده و به تعبير برخى از روايات از اين جهت است كه در عصر ظهور آن حضرت « خداوند حقّ و عدل را در همه جا آشكار كرده و حال عامّهء مردم نيكو گرديده و تفرقه و اختلاف رخت بربسته و دلها متّحد و يكسو مىشود و معصيت خدا بر زمين بجا آورده نمىشود و حدود إلهى إجرا گرديده و حقّ به أهلش كه أئمّه عليهم السّلام باشند بازگشته و ايشان بدون ترس از كسى حقّ را بيان مىنمايند . » « 1 »
البتّه اين امور با واسطه موجب سرعت سير سالكين و دفع آفات و
هامش
( 1 ) . همانمصدر ، ص 128 ، ح 20 .