با اين وجود بهرهء نفوس از ولايت إلهى آن حضرت كه همان صراط مستقيم و صورت فعلى مقام انسانيّت است متفاوت مىباشد و مردم در برابر آن به چهار دسته منقسم مىشوند .
دستهء أوّل : كسانى هستند كه با استكبار و إعراض از صراط نور ، قدم در سلوك صراطهاى ديگر مىگذارند كه لاجرم نفس ايشان به فعليّتى مىرسد كه أبداً لائق مقام انسان نيست و چهبسا صورت فعليّت آن أخسّ از بهائم باشد .
دستهء دوّم : كسانى هستند كه به صراط مستقيم إقبال دارند و در مقام إطاعت و عبادت مىكوشند ، أمّا فقط به معرفت مقام بشريّت صاحبان ولايت اكتفا كردهاند و در راه تحصيل معرفت مقام روحانيّت و نورانيّت آنان ، أبداً رنجى را بر خود هموار نكرده و طالب لقاء خداوند نيستند . اين گروه ، سالك إلى الطّريق إلى الله مىباشند و چون هنوز بر « الطّريق إلى الله » گام ننهاده و حركت بهسوى خداوند را آغاز ننمودهاند ، بهرهء چندانى از مقام ولايت ندارند و در عصر غيبت ، هم از آثار و بركات ظاهرى حضور امام عليهالسّلام كاملًا محرومند و هم از فيوضات باطنى آن حضرت كماهوحقّه استفاضه نمىكنند .
دستهء سوّم : كسانى هستند كه طالب لقاء خدا بوده و كاملًا بر منهاج أئمّه عليهم السّلام مشى نموده و از منتظرين حقيقى حضرت صاحبالأمر عجّل الله تعالى فرجه الشّريف و سالك إلى الله و طالب لقاء حضرت أحديّت مىباشند و به معرفت مقام بشرى امام عليهالسّلام اكتفا ننموده و خود را به ولايت و
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 519
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص٥١٩